ملاحسين كاشفى مى گويد كه جمهور مفسران شيعه و سنى اين آيه را در مورد نذرى مى دانند كه على (ع) و فاطمه (س) براى شفاى امام حسن و امام حسين عليهماالسلام كردند و پس از بهبودى به نذر خود وفا نمودند و سه روز روزه گرفتند [تفسير مواهب عليه يا تفسير حسينى، يك جلدى، چاپ پاكستان، ص 1330 و تفسير روح المعانى آلوسى، ج 29، ص 157.] و افطارى خود را به مسكين دادند و با آب افطار كردند.

 

 

 

سيرت فرزندها از امّهات 

 

جوهر صدق و صفا از امّهات 

 

(اقبال لاهورى)

فاطمه، نمونه ى متصدّقات

 

و َ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً [دهر/ 8 و 9.] و از روى محبت و علاقه، مسكين و يتيم و اسير را اطعام مى كنند. جز اين نيست كه شما را براى خدا اطعام مى كنيم و از شما نه پاداشى مى خواهيم نه سپاسى.

 

بنابر روايت تفسير كشاف زمخشرى و تفسير ملاحسين كاشفى حنفى، اهل بيت نبوت خواستند افطار نمايند، مسكينى به در خانه آمد و آواز داد: يا اهل بيت نبوت، مسكينى ام از مسلمانان، مرا طعام دهيد تا حق از موائد بهشت شما را عوض دهد. اهل بيت نصيب خود را بدان مسكين دادند و به آب خالص روزه گشاده شب را گذرانيدند. ديگر روز روزه گرفتند و به وقت افطار يتيمى به درِ خانه آمد و سوال كرد و تمام طعام كه بود ايثار فرمودند. شب سوم اسيرى به سر وقت ايشان رسيد، خوردنيها به وى دادند. حق سبحانه اين آيت فرستاد كه: «يُوفُونَ بِالنَّذْر...».

 

صدقه و اطعام اهل بيت از چند جهت حايز اهميت است:

 

1. آنان چيزى براى افطار نداشتند، على (ع) مقدارى پشم از همسايه ى يهودى خود گرفت تا فاطمه ى زهرا (س) آن را در مقابل سه صاع جو بريسد و فاطمه (س) هر شب مقدارى از جوها را آسيا و خمير كرد و با آن نان پخت و آنان چنين افطارى را كه با زحمت بسيار فراهم كرده بودند صدقه دادند. [على امام المتقين، عبدالرحمن الشرقاوى، ج 1، ص 37.] 2. «عَلى حُبِّهِ» يعنى انگيزه ى آنان در دادن صدقه، محبت و دوستى خدا و بندگان خدا بود و از اين رو در راه دوست آنچه را كه برايشان بسيار دوست داشتى بود تقديم داشتند (وَاَنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّون).

 

3. به جاى اينكه بر مسكين و يتيم و اسير منت بگذارند و يا از آنها انتظار مزد و تشكر داشته باشند، اظهار داشتند: ما تنها براى طلب رضاى خدا شما را اطعام مى كنيم و از شما پاداش و تشكرى نمى خواهيم.

 

 

 

مزرع تسليم را حاصل بتول 

 

مادران را اسوه ى كامل بتول 

 

 

 

بهر محتاجى دلش آن گونه ساخت 

 

با يهودى چادر خود را فروخت 

 

(اقبال لاهورى)

فاطمه، نمونه ى صابرات

 

و َ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَريراً. و خداوند در برابر صبرى كه (خانواده ى فاطمه (س)) كردند بهشت و حرير پاداش داد.

 

على (ع) مى فرمود: فاطمه ى زهرا يعنى عزيزترين عزيزان رسول خدا آنقدر از چاه آب كشيد كه اثر آن بر سينه اش باقى ماند و آنقدر با آسيا آرد كرد كه دستهايش پينه بست و آنقدر به نظافت خانه و آشپزى پرداخت كه به سختى و زحمت افتاد. [علل الشرايع، ص 361.] فاطمه ى زهرا (س) بعد از مرگ پدر، در برابر فراق جانسوز او و تقدم اصحاب بر على (ع) و گرفتن فدك از وى صبرى جميل و آموزنده كرد و در برابر اين صبر با شكوه، خداوند در آخرت بهشت و در دنيا كوثر و فزونى نسل و فدكهاى پهناور و بسيار در سراسر زمين به ذريه اش عطا فرمود كه در دفتر ششم به تفصيل خواهد آمد.

 

 

 

صبر چون جسر صراط آن سو بهشت 

 

هست با هر خوب يك لالاى زشت 

 

 

 

صبر مه را شب منور داردش 

 

صبر گل با خار ازفر داردش 

 

 

 

خانه در غم ساز و با محنت بساز 

 

مى طلب در عمر خود مرگ دراز 

 

 

 

ظاهراً كار تو ويران مى كنم 

 

ليك خارت را گلستان مى كنم 

 

(مثنوى)

فاطمه، نمونه ى ذاكرات

 

إِنّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً [دهر/ 10.] ما مى ترسيم از پروردگارمان در روزى كه رويها ترش و در نهايت سختى است.

 

اهل بيت عصمت همواره به ياد خدا و آخرت هستند و اظهار مى دارند كه از پروردگارمان در روزى كه رويها ترش و در نهايت سختى است مى ترسيم.

 

در احاديث شيعه و سنى آمده است كه فاطمه عليهاالسلام نزد پيامبر آمد و از آسيبى كه به واسطه ى آسيا كردن بر دستش وارد آمده بود شكايت كرد و از وى خدمتكارى خواست. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: وقتى به رختخواب مى روى، 33 بار «سبحان اللَّه» و 33 بار «الحمداللَّه» و 34 بار «اللَّه اكبر» بگو و اين براى تو از هر خدمتكارى بهتر است. و فاطمه ى زهرا (س) از آن به بعد هيچگاه اين ذكر را ترك نكرد تا جايى كه به «تسبيح فاطمه» معروف شد. [صحيح بخارى، 69/ 6 و 7 و 80/ 11؛ صحيح مسلم 44/ 97 و 99؛ جامع ترمذى، 45/ 67؛ طبقات ابن سعد، 8/ 16؛ مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 80، 95، 105، 123، 136، 146، 153 و ج 3، ص 150 و ج 6، ص 298؛ مسند طيالسى، حديث 93؛ علل الشرايع صدوق، ص 366.]

 

آن ادب پرورده ى صبر و رضا 

 

آسيا گردان و لب قرآن سرا 

 

 

 

گريه هاى او ز بالين بى نياز 

 

گوهر افشاندى به دامان نماز 

 

(اقبال لاهورى) فاطمه (س) همواره قرآن تلاوت مى كرد و در نتيجه فرزندان و فضه خدمتكارش قرآن را حفظ مى شدند. گفته مى شود فضه آنچنان در كنار فاطمه با قرآن آشنا شد كه هرگاه مى خواست سخن بگويد سخن خود را با آيه اى از قرآن بيان مى كرد.

 

فاطمه ى زهرا سلام اللَّه عليها مى فرمود:

 

حُبِّبَ اِلَىَّ مِنْ دُنْياكُمْ ثَلاثٌ:

 

تِلاوَةُ كِتابِ اللَّهِ، و َالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللَّه، و الْاِنْفاقُ فى سَبيلِ اللَّه. [و قايع الايام، كتاب الصيام، ص 295.] .

 

از دنياى شما سه چيز محبوب من است:

 

تلاوت قرآن كتاب خدا ، نظر به چهره ى پيامبر خدا، و انفاق در راه خدا.

 

نزول سوره ى «هل اتى» در شأن فاطمه و على

 

علامه آلوسى بغدادى پس از نقل سه روز روزه ى فاطمه (س) و امام على و حسنين عليهم السلام و دادن افطارى خود به يتيم و اسير و مسكين و اطعام آنها، مى افزايد:

 

چون پيغمبر اكرم (ص) از جريان باخبر شدند به منزل فاطمه رضى اللَّه تعالى عنها آمدند و او را در محرابش مشاهده كردند در حالى كه از شدت گرسنگى شكمش به پشتش چسبيده و چشمانش گود افتاده بود. پيامبر اكرم (ص) دلش سوخت و ناراحت شد. در اين هنگام جبرئيل (ع) فرود آمد و گفت: اين را بگير اى محمد. گوارا باد كه درباره ى اهل بيت توست. پيغمبر (ص) فرمودند: چه چيز را بگيرم اى جبرئيل؟ جبرئيل سوره ى «هَلْ اَتى عَلَى الْاِنْسان» را سورةُ الإنسَان بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً (1) إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً (2) إِنّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمّا شاكِراً وَ إِمّا كَفُوراً (3) إِنّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَلَسِلَاْ وَ أَغْللًا وَ سَعِيراً (4) إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً (5) عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً (6) يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً (7) وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً تا آخر سوره در شأن فاطمه (س) و اهل بيت قرائت كرد.

 

آلوسى بعد از نقل روايات بسيارى از هل سنت در تأييد نزول اين سوره در مورد خانواده ى فاطمه (س)، تشكيك برخى از متعصّبان را رد مى كند و مى نويسد:

 

احتمال اصل نزول سوره ى «هل اتى» در مورد على كرم اللَّه وجهه و فاطمه رضى اللَّه عنه برقرار است و نفى آن معلوم نيست. البته همان طور كه طبرسى شيعى در مجمع البيان ذكر كرده بنابر قول به نزول اين سوره در مورد اين خانواده، حكم آن مخصوص و منحصر آنها نيست بلكه شامل هر كسى است كه چنين كند. و بر فرض كه سوره ى «هل اتى» درباره ى على (ع) و فاطمه (س) نازل نشده باشد ، چيزى از قدر و منزلت آنها نمى كاهد، زيرا دخول آن در ابرار امرى آشكار بلكه به طريق اولى است و در مورد اين دو كسى چيزى نمى تواند بگويد جز اينكه:

 

اِنَّ عَلِيّاً مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَ وَصِىَّ النَّبِىّ وَ فاطِمَةَ الْبَضْعَةُ الْاَحْمَديَّة وَالْجُزْء المُحَمَّدى وَ اَمَّا الْحَسنانَ فَالرُّوحُ والرِّيحان وَ سيِّدا شَبابِ الْجِنان. [تفسير روح المعانى، ج 29، صص 157 و 158.] على مولاى مؤمنان و وصى پيامبر و فاطمه ى پاره ى تن احمدى و جزء محمدى است و حسن و حسين روح و ريحان و دو سيّد جوانان بهشتند.

 

الگوى خانه دارى

 

مقدمه

 

اهميت خانه دارى از نظر فاطمه فاطمه ى زهرا (س) پاره ى پيامبر (ص) مى فرمود:

 

ادْنى ما تَكُونُ مِنْ رَبِّها اَنْ تَلزَمَ قَعْرَ بَيْتِها. [بحارالانوار، ج 43، ص 92 و ج 100، ص 250؛ مناقب ابن مغازلى، ص 381؛ مقتل خوارزمى ص 62.] نزديكترين هنگام به خدا هنگامى است كه زن در خانه است. و اين، تفسير روايت معروفى است كه از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمودند: «مَسْجِدُ الْمَرْأَةِ بَيْتُها» (مسجد زن خانه ى اوست). زيرا مهمترين هدف مسجد تربيت الهى انسانهاست و خانه و دامن مادر نيز محل تربيت آنهاست.

فاطمه و ساره، نمونه ى قائمات (ميهماندارى)

 

شخصيت و كمال ساره در آن همه خدمت و پذيرايى از ميهمانان همسرش حضرت ابراهيم (ع) بود، بطوريكه او همواره براى خدمت به ميهمانان سرپا بود و قرآن در وصف اين بانوى نيكوكار و ميهمان نواز مى فرمايد: و َ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ [حجر/ 51.] وَامْرَأَتُهُ قائِمَةٌ... [هود/ 71.] از ميهمانان ابراهيم خبردارشان كن در حالى كه همسرش (ساره) سرپا بود... و ى در پذيرايى از ميهمانان همسرش آنچنان مهارت داشت كه حتى وقتى ميهمان ناخوانده اى وارد مى شد، طولى نمى كشيد كه به بهترين وجه مورد پذيرايى قرار مى گرفت: .

 

.. فَمَا لَبِثَ اَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنيذٍ. [هود/ 69.] .

 

...طولى نكشيد كه گوساله اى بريان حاضر آورد.

 

شايد بر اثر اين صفت كمال يعنى ميهمان نوازى بود كه خداوند در سن پيرى حضرت اسحاق و حضرت يعقوب را توسط ميهمانان ابراهيم (ع) به وى بشارت داد: .

 

.. فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ [هود/ 71.] فاطمه ى زهرا (س) نيز نمونه ى قائمات در اسلام است كه آنقدر براى تهيه ى نان و غذا جهت فرزندان و ميهمانان زحمت مى كشيد و سرپا بود كه بدنش دچار آسيب مى گرديد. [مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 289؛ جامع ترمذى، ص 3409، سير اعلام النبلاء، ج 2، ص 125؛ ذخائر العقبى طبرسى، صص 51.] با اين تفاوت كه ساره با وفور و فراوانى اموال حضرت ابراهيم (ع) به پذيرايى از ميهمانان مى پرداخت و فاطمه ى زهرا (س) در عين تنگدستى و با ايثار از ميهمانان شوهرش پذيرايى مى كرد. به عنوان نمونه نقل شده است كه مرد گرسنه اى در مسجد مدينه اظهار داشت: اى مسلمانان، از گرسنگى به تنگ آمده ام، مرا ميهمان كنيد.

 

پيامبر اكرم (ص) فرمود: چه كسى اين مرد را امشب ميهمان مى كند؟ حضرت على (ع) گفتند: من اى رسول خدا.

 

كمى بعد حضرت على (ع) او را با خود به منزل برد و وقتى وارد منزل شد، از فاطمه ى زهرا (س) پرسيد: آيا در منزل چيزى داريم؟ ميهمان گرسنه اى آورده ام.

 

حضرت زهرا (س) فرمود:

 

ما عِنْدَنا اِلّا قُوت الصَّبِيَّة ولكِنّنا نُؤَثِر بِهِ ضَيْفُنا. [امالى طوسى، ص 190، وسائل الشيعه، ج 6، ص 323.] چيزى جز به اندازه ى خوراك دختر بچه اى نداريم اما امشب از خود مى گذريم و از ميهمانمان پذيرايى مى كنيم.

 

پيامبر اكرم (ص) چون فدك را به فاطمه ى زهرا (س) بخشيدند نيازمندان را از ياد نبردند و بيشتر درآمد آن را بين مستمندان تقسيم مى كردند.

 

آداب سفره ى فاطمه

 

فاطمه ى زهرا (س) در آداب غذا خوردن و بهداشت مى فرمود:

 

فِى الْمائِدَةِ اثْنَتَى عَشْرَةَ خِصْلَة يَجِبُ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ اَنْ يَعْرِفَها.

 

اَرْبَعَ مِنْها فَرْضٌ وَ اَرْبَعَ سُنَّةَ وَ اَرْبَعَ تَأْديبٌ.

 

فَاَمَّا الْفَرْض: فَالْمَعْرِفَةَ، و الرِّضا، وَالتَّسْمِيَةَ، وَالشُّكْر. و َ اَمَّا السُّنَّةَ: فَالْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعام، وَالْجُلُوس عَلى جانِبِ اْلاَيْسَر، وَالْأكل بِثَلاث اَصابِعَ وَلَعقُ الْاَصابع. و َامَّا التَّأْديب: فَالْأكْلُ مِمّا يَليكَ، وَ تَصغيرُ اللُّقْمَة، وَتَجْويدُ الْمَضْغ، وَ قِلَّةُ النَّظَر فى وُجُوهِ النّاس. [نفائس اللباب، ج 3، ص 124؛ وسائل الشيعة، ج 16، ص 539؛ من لا يحضره الفقيه، چ 2، ص 115؛ الخصال، ج 2، ص 83.] در سفره دوازده خصلت است كه بر هر مسلمان واجب است آنها را بشناسد. چهار تاى آن واجب و چهار تاى آن سنت و چهار تاى ديگر ادب است.

 

اما چهار تاى واجب عبارتند از:

 

1) معرفت خدا، 2) رضا و خشنودى پروردگار، 3) بسم اللَّه گفتن، 4) شكر نعمات پروردگار.

 

اما چهار تاى سنّت: 5) وضو قبل از طعام، 6) نشستن به روى طرف چپ بدن، 7) پاك كردن انگشتان، 8) استفاده از سه انگشت.

 

اما چهار تاى ادب: 9) خوردن از آنچه پيش روى اوست، 10) كوچك گرفتن لقمه، 11)خوب جويدن غذا، 12) كم نگاه كردن به صورت اين و آن.

 

آرى، حجم غذا بايد كم باشد و لقمه كوچك برداشته شود تا امكان تأثير شيره ى هاضمه بر روى غذا و جويدن آن به حدّ كافى ميسّر باشد. همچنين، پيش و بعد از صرف غذا و به هنگام غذا خوردن فعاليت شديد فكرى و جسمى نباشد تا امكان هضم بهتر باشد.