گزارش کار آزمایشگاه سیالات
در انتخاب مواد ساختماني پروانه موارد زير را بايد در نظر گرفت: مقاومت در مقابل زنگ زدگي، سايش و خوردگي حبابهاي كاويتاسيون، خصوصيات ريخته گري و تراش كاري، قيمت.
در انتخاب مواد پوسته ها، موارد زير را بايد در نظر گرفت: مقاومت مكانيكي، مقاومت در مقابل زنگ زدگي و سايش، خصوصيات ريخته گري و تراشكاري، قيمت.
در انتخاب مواد ساختماني شافتها، موارد زير را بايد در نظر داشت: حد تحمل، مقاومت در مقابل زنگ زدگي، حساسيت در مقابل ايجاد جاخار.
حد تحمل عبارت است از تنشي كه شافت به ازاي تنش هاي پايين تر از آن در مقابل بارهاي تناوبي معيني، بدون آسيب كار مي كند. در عمل حد تحمل به علت زنگ زدگي و عوامل ديگري نظير رزوه پيچها، جاخارها و غيره به مقدار زيادي كاهش مي يابد.
در انتخاب رينگهاي آب بندي موارد زير را بايد در نظر داشت: مقاومت در مقابل زنگ زدگي و سايش، خصوصيات پوست شدن، خصوصيات ريخته گري و تراشكاري.
محاسبات در انتخاب پمپهاي سانتريفوژ:
اصولاً پنج مرحله در انتخاب هر پمپ وجود دارد. اين مراحل عبارتند از رسم طرح شماتيك تأسيسات، مطالعة خواص سيال، تعيين ظرفيت پمپاژ، تعيين ارتفاع كلي و انتخاب پمپ مناسب.
1- رسم طرح شماتيك تأسيسات: به منظور برآورد طول كلي لوله ها، تعداد خم ها و زانويي ها، شير آلات و تجهيزات ديگر، طرح شماتيك تأسيسات رسم مي شود. طول و قطر هر يك از لوله ها روي نقشه نوشته شده و اختلاف ارتفاع نقاط مختلف، مشخص مي
گردد. در مواردي كه لوله كشي در حجمي مانند يك خانه وجود داشته باشد، طرح شماتيك به طور ايزومتريك رسم مي گردد.
2- مطالعة خواص سيال: در اين مرحله وزن مخصوص، دما، فشار بخار، ويسكوزيته، خواص شيميايي و ساير خواص فيزيكي سيال مورد مطالعه قرار مي گيرد.
3- تعيين ظرفيت پمپاژ: در طراحي سيستمهاي پمپاژ، مقدار مايع مورد انتقال بر حسب ليتر بر ثانيه يا متر مكعب در ساعت و غيره، قبل از انتخاب پمپ بايد دقيقاً تعيين شود. استفاده از پمپهاي سانتريفوژ بسيار متنوع است. انتقال آب آشاميدني، آب مصارف كشاورزي، آب مصرفي كارخانجات، آب گرمايش و سرمايش در تهوية مطبوع و انتقال فاضلابهاي خانگي و صنعتي و سيلابها و انتقال انواع مواد شيميايي در كارخانجات شيميايي وانتقال مواد نفتي و صد ها نمونه ديگر اكثراً به وسيلة پمپهاي سانتريفوژ صورت مي گيرد.
ظرفيت يا اندازة پمپ: ظرفيت پمپ عبارتست از حاصل ضرب سطح مقطع لولة رانش در سرعت جريان آب در اين مقطع كه معمولاً در حدود 10 فوت بر ثانيه ( 3.048 متر بر ثانيه) در نظر گرفته مي شود.
4- ارتفاع پمپ: در رابطه با ارتفاع يك پمپ، سه نوع ارتفاع را مورد بررسي قرار مي دهيم:
الف) ارتفاع استاتيك
ب) ارتفاع مانومتري
ج) ارتفاع كلي يا ارتفاع مؤثر
الف):ارتفاع مؤثر يا ارتفاع هندسي: شامل دوعمق مكش و عمق رانش است.
عمق مكش a : عبارتست از طول قائم بين خط محور پمپ و سطوح مايع پاياب. در عمل تعيين عمق مكش اهميت زيادي دارد، زيرا پمپ وقتي كار خواهد كرد كه عمق مكش از مقدار معيني ( كه بستگي به عوامل مختلفي دارد) زيادتر نباشد. بزرگترين عمقي كه پمپ قادر به مكش سيال است بستگي به فشار هواي محيط، فشار جزئي بخار، اتلاف اصطكاك در لولة مكش و ارتفاع نظير سرعت در لولة مكش دارد. حداكثر عمق مكش مجاز به صورت فرمول زير مشخص مي شود:
كه در آن: A = فشار هوا، Vp = فشار بخار آب، = اتلافات ارتفاع اصطكاكي در لولة مكش و = ارتفاع نظير سرعت كه در آن v سرعت سيال در لولة مكش و g شتاب ثقل زمين است.
برا ي محاسبة حداكثر عمق مكش در پمپهاي سانتريفوژ، براي جلوگيري از خوردگي جدار، مي توان در كارهاي عملي 70% فشار اتمسفر را به عنوان عمق مكش پمپ انتخاب نمود.
عمق رانش d : عبارتست از طول قائم بين خط محور پمپ و نقطة خروجي.
ب) ارتفاع مانومتري: عبارتست از اختلاف انرژي نظير ارتفاعي كه در ابتدا و انتهاي لوله انتقال، اندازه گيري مي
شود. ارتفاع مانومتري نمايانگر افزايش انرژي فشار واحد وزن سيال مورد انتقال در پروانة پمپ است.
بنابراين ارتفاع مانومتري عبارت است از اختلاف ارتفاع نظير فشاري كه در ابتدا و انتهاي لوله به وسيلة مانومتر اندازه
گيري مي شود به اضافة طول قائم بين نقطة ورودي و خروجي. ارتفاع مانومتري شامل كلية اتلافهاي مسير به استثناي ارتفاع نظير سرعت در لوله مي گردد.
HL = جمع اتلافهاي ارتفاع در خطوط لوله و شيرآلات و اتصالات در مسير پمپاژ است.
ج)ارتفاع كلي يا مؤثر: ارتفاع واقعييست كه در مقابل آن كار مي كند. و آن عبارت است از ارتفاع استاتيك به اضافة كلية اتلافات ارتفاع قبل، بعد و هنگام عبور از پروانه پمپ. ارتفاع كلي برابر است با افزايش انرژي كل سيال بين دو نقطه ورودي و خروجي پمپاژ.
Ht = ارتفاع كلي يا مؤثر به مترستون مايع.
Vd = سرعت مايع در لولة رانش.
Vs = سرعت مايع در لولة مكش.
ملاحظه مي شود كه تفاوت بين ارتفاع كلي و ارتفاع مانومتري عبارت است از اختلاف ارتفاع نظير سرعت بين دو نقطة ورودي و خروجي پمپاژ. اين اختلاف ارتفاع به مقدار قابل ملاحظه اي كوچك است به طوري كه در مسائل عملي مي توان ارتفاع مانومتري را مساوي ارتفاع كلي در نظر گرفت. هر سه نوع ارتفاع گفته شده مستقل از دانسيتة سيال مورد انتقال مي باشد.
5- تعيين اتلاف ارتفاع در خطوط لوله شير آلات و اتصالات:
اين اتلافات را به طور عمده مي توان به صورت زير طبقه بندي نمود:
1- اتلاف ارتفاع در لوله ها
2- اتلافات ناشي از گشاد شدن لوله ها
3- اتلافات ناشي از تنگ شدن مقطع لوله ها
4- اتلافات ناشي از خم ها در مسير پمپاژ
5- اتلاف ارتفاع در شير آلات و اتصالات زانويي و صافي و غيره
تجهيزات پمپ:
در قسمت تعيين اتلافات ارتفاع مي بينيم كه هر چه خطوط لوله طويل تر و تعداد زانويي ها، خم ها، شير آلات و اتصالات بيشتر باشد از طرفي اتلافات ارتفاع بيشتر بوده و قدرت پمپاژ زيادتري مورد نياز است و از طرف ديگر، مخرج تأسيسات گرانتر تمام مي شود. بدين جهت سعي مي شود حداقل ممكن طول لوله و تعداد زانويي ها و خم ها و شير آلات و اتصالات رعايت گردد. حداقلي لوله و شير آلات در پمپ سانتريفوژ به ترتيب زير است: 1- صافي و شير پاياب. 2- لولة مكش با اتصالات. 3- شير تنظيم. 4- لولة رانش با اتصالات.
مشخصة پمپ:
پمپهاي سانتريفوژ تازه ساخته شده در كارخانه براي تعيين ارتفاع آب دهي، ظرفيت آب دهي، توان مصرفي و راندمان پمپ و نيز تعيين رابطة بين ارتفاع، توان و راندمان بر حسب ظرفيت آب دهي پمپ در آزمايشگاه مورد آزمايش قرار مي گيرند. سازندگان پمپ مشخصات فني پمپهاي سانتريفوژ را به دو گونه در اختيار مشتريان قرار مي دهند:
الف) مشخصات جدولي: كه در آن مدل پمپ، قدرت به KW يا PS ، قطر دهانة آب دهي به in ، مقدار آب دهي به m3/h بر حسب تغييرات ارتفاع به m و وزن پمپ به Kg و غيره در يك سرعت معين و ثابت داده مي شود.
ب) مشخصة ترسيمي: منحني نمايش تغييرات ارتفاع، توان و راندمان پمپ بر حسب ظرفيت آب دهي در يك دور معين و ثابت مشخصة ترسيمي يا به طور خلاصه مشخصة پمپ ناميده مي شود. عملكرد پمپ در شرايط راندمان ماكزيمم، شرايط بهينه ( اپتيمم) ناميده مي شود. پمپ بايد در شرايطي كار كند كه راندمان ماكزيمم از آن حاصل شود.
مشخصة عمومي پمپ:
.سرعت پمپ مقدار ثابت و مشخصي است. گاهي به منظور تغيير شرايط عملكرد پمپ سانتريفوژ منحني مشخصة عمومي آن ارائه مي گردد كه در تعيين سرعت لازم براي مقادير مشخص Q , H ، ارتفاع حاصله به وسيلة پمپ در سرعت و ظرفيت آب دهي معين با ظرفيت آب دهي پمپ در H و دور معين به كار مي رود.
ظرفيت آب دهي، ارتفاع و توان پمپ با سرعت پروانه به صورت زير به هم مربوط مي شوند:
و و
Q1 و H1 و N1 = به ترتيب ظرفيت آب دهي، ارتفاع و توان در سرعت n1 .
Q2 و H2 و N2 = به ترتيب ظرفيت آب دهي، ارتفاع و توان در سرعت n2 .
تركيب پمپها:
1- تركيب موازي: هرگاه ظرفيت آب دهي يك پمپ كافي نباشد يا آب تأسيسات، نسبت به زمان نياز به تغيير داشته باشد، مثلاً آب مصرفي در عرض روز دو و يا چند برابر شب شود، از دو يا چند پمپ به طور موازي استفاده مي شود.
2- تركيب سري: هرگاه ارتفاع آب دهي يك پمپ كافي نباشد به جاي يك پمپ از دو يا چند پمپ به طور سري استفاده مي شود. در تركيب سري پمپها، ارتفاع آب دهي آنها در منحني مشخصه با هم جمع مي شود.
توان لازم براي پمپاژ:
توان لازم براي دوران محور پمپ به وسيلة رابطة زير بيان مي شود:
كه در آن:
γ = وزن مخصوص سيال به Kg/m3 .
Q = آ ب دهي پمپ به m3/s .
Hmano = ارتفاع مانومتري يا ارتفاع كل به m .
pump η = راندمان پمپ.
راندمان پمپ در پمپهاي كوچك حدود 0.4 و حتي كمتر است و در پمپهاي بزرگ ممكن است تا 0.9 نيز باشد.
نصب پمپهاي سانتريفوژ:
به طور كلي پمپهاي سانتريفوژ را بايد هر چه نزديكتر به منبع پاياب نصب نمود و حتي الامكان از طول لولة مكش كاست. همچنين شرايطي را از قبيل دسترسي ساده و ممانعت تردد در
ساختمان و فضاي لازم، روشنايي كافي، تهوية لازم براي باز بيني، نگهداري و تعميرات پمپ مورد بررسي قرار داد. پمپ را بايد طوري نصب كرد كه بتوان به سهولت آن را براي تعمير پياده نمود. براي حصول اين منظور، بهترين روش آن است كه پمپ و موتور و تكيه گاه نصب تشكيل يك تكة واحد را بدهند. در حالتي كه ارتفاع مكش از حداكثر عمق مجاز بيشتر نباشد مي توان پمپ و موتور را روي يك پاية فلزي يا چوبي به طور مستقيم به هم بست. در حالتي كه ارتفاع مكش از حداكثر عمق مجاز بيشتر باشد، طرق مختلفي براي كاهش ارتفاع مكش به كار مي رود:
الف) با شناور كردن پمپ به وسيلة شافت بلند مي توان از ارتفاع مكش احتراز نمود. شافت ممكن است در داخل لولة رانش با لولة غلاف يا بدون آن قرار بگيرد.
ب) با نصب پمپ در يك چاه خشك مجاور چاه آب دار، علاوه بر كاهش ارتفاع مكش، دسترسي به پمپ و شير آلات مربوطه براي بازرسي و تعمير به سهولت انجام مي گيرد.
ج) كاهش ارتفاع مكش
با آويزان نمودن پمپ از شافت انتقال نيرو تا نيمه هاي طول چاه امكان پذير مي شود. براي نگه داري پمپ ممكن است آن را به وسيلة تكيه گاهي به بدنة چاه مهار نمود. اين طريقة نصب به كمر چاهي معروف است. شافت عمودي خيلي بلند بين پمپ و موتور به علت اشكالات ياتاقاني و تنظيم محوري و روانكاري زياد مناسب نبوده و براي چاه هايي با عمق تا 20 متر اقتصادي است. د) استفاده از پمپهاي شناور، حذف شافت و غلاف را ممكن مي سازد ولي دسترسي به آن به منظور تعميرات و بازرسي مشكل است و بنابراين در آب بندي آن بايد دقت كافي به عمل آيد. بدين دليل پمپهاي شناور نسبتاً كران بوده و براي عمق هاي بيش از 25 متر اقتصادي مي باشد.
راه اندازي پمپهاي سانتريفوژ:
در مورد پمپهايي كه نيروي آنها به وسيلة موتور هاي ديزلي و يا توربين بخار تأمين مي شود، ابتدا بايد كلاچ خلاص موتور يا ديگ بخار را روشن كرد تا گرم شود و بتواند با راندمان ماكزيمم كار كند. مدت گرم شدن موتور ديزلي بستگي به هواي محيط و نوع موتور داشته و از 3 تا 8 دقيقه متغير است.
شرح دستگاه:
قسمتهاي مهم پمپهاي سانتريفوژ عبارتند از :
الف_ قطعات متحرك شامل شافت و پروانه.
ب_ قطعات ثابت شامل پوسته، كاسه نمدها و ياتاقانها.
ج_ قطعات ديگر نظير رينگهاي آب بندي شافت كه معمولاً براي عملكرد بهتر و اقتصادي تر ماشين در شرايط مختلف پيش بيني مي شود.
در يك پمپ سانتريفوژ، سيال با فشار هواي آزاد يا هر فشار ديگري وارد تعدادي پرة در حال چرخش كه پروانه را تشكيل مي دهند مي شود. پروانه در اثر نيروي گريز از مركز، سيال را در فشار و سرعت بالاتري به محيط خود و به داخل پوسته تخليه مي نمايد. سپس سمت زيادي از انرژي جنبشي ناشي از سرعت سيال به وسيلة پوستة حلزوني يا يك سري پره افشان ثابت در اطراف پره هاي راهنما به انرژي فشاري تبديل مي گردد. پمپهاي با پوستة حلزوني را پمپ حلزوني و پمپهاي داراي پره هاي افشان را پمپ افشان مي نامند. به پمپ افشان پمپ توربيني نيز مي گويند، چون طرح پمپ افشان از توربين فرانسيس اقتباس گرديده است.
قسمتهاي اصلي يك پمپ سانتريفوژ عبارتست از:
1- پروانه: چرخي است داراي پره هاي خميده به عقب كه روي محوري سوار است. حركت از موتور محرك به وسيلة محور به پروانه منتقل مي شود و سيال از مركز پروانه به پره هاي مي رسد، در حركت چرخشي آن شركت كرده و در امتداد پره ها به طرف محيط پروانه جريان مي يابد. تبديل انرژي در پره ها تماماً به وسيلة سرعت داده شده به مايع در اثر عمل گريز از مركز صورت مي پذيرد و جا به جايي و ضربة وارده به ذرات مايع در اين تبديل انرژي، اثري ندارد.
2- پوسته: محفظه اي است كه سيال را از محيط پروانه جمع كرده و انرژي نظير سرعت آن را به انرژي نظير فشار تبديل مي كند. اين تبديل به وسيلة شكل پوسته تأمين مي گردد. پوستة پمپ به دهنة رانش (دهندة خروجي) منتهي مي شود كه تحويل سيال به لولة رانش از طريق آن صورت مي گيرد. در شكل اساس كار يك پمپ سانتريفوژ نشان داده شده است.
پروانه در داخل پوسته جاي مي گيرد و براي آن كه سوار كردن آن امكان پذير باشد، معمولاً دو طرف پوسته به صورت باز ساخته شده و به وسيلة درپوشهاي جلو و عقب با پيچ و مهره بسته مي شود. در پوش جلو براي ورور سيال در جهت محور پمپ داراي يك سوراخ دايره اي به نام دهندة مكش ( دندة ورودي ) است كه به لولة مكش اتصال مي يابد. پوستة بعضي از پمپها براي سهولت مونتاژ پروانه و قطعات داخلي به صورت دو تكه با برش افقي يا قائم يا اريب ساخته مي شود. محور پروانه در داخل ياتاقان هايي روي قطعات ثابت پمپ مي چرخد. ياتاقان هاي پمپ از انواع مختلف مي توانند باشند. آب بندي پمپ به وسيلة كاسه نمد ها و رينگ هاي مخصوص آب بندي صورت مي پذيرد.
پمپهاي سانتريفوژ از نظر حالت هاي پروانه به چند گروه تقسيم بندي مي شوند:
پروانه ها بر طبق جهت جريان سيال نسبت به محور دوران تقسيم بندي مي شوند. پمپهاي سانتريفوژ ممكن است داراي پروانه هايي با جريان شعاعي، محوري يا مختلط باشند. به علاوه پروانه ها بر حسب جهت ورود سيال به آن به صورت: الف) يك طرفه با ورود يك جانبه از يك طرف و ب) دو طرفه كه در آن سيال به طور قرينه از دو طرف پروانه وارد مي شود و بر حسب ساختمان مكانيكي آنها به صورت: الف) پروانة بسته كه در آن پره ها را دو صفحه يا لفافه از دو طرف در بر مي گيرند ، ب) پروانة باز بدون لفافه هاي جانبي و پروانه هاي نيمه باز، تقسيم مي شوند.
از نظر وضعيت قرار گرفتن محور پمپهاي سانتريفوژ به صورت هاي پمپهاي افقي، پمپهاي قائم و گاهي پمپهاي كج تقسيم بندي مي شوند.
تمامي انواع پمپهاي سانتريفوژ، ممكن است يك طبقه و يا چند طبقه باشند. هرگاه يك پروانه روي محور پمپ قرار گيرد، پمپ يك طبقه و اگر چند پروانه روي يك محور به طور متوالي سوار شوند، پمپ چند طبقه است.
روش آزمايش:
آزمايش اول: پس از اطمينان از پرايم بودن ، با زدن كليد اصلي ، پمپ را روشن مي كنيم. يك دور مناسب بري پمپ و در اينجا برابر 2000(rpm) را انتخاب كرده و در حاليكه شير مكش و دهش 100% باز است كلية فشار ها را ثبت مي كنيم. در حاليكه شير مكش كاملاً باز است شير دهنده را در 10 مرحله به صورت پله اي مي بنديم و در هر مرحله پارامترهاي خوانده شده را يادداشت مي كنيم.
پس از تكميل آزمايش، به آرامي وارياك را روي 50%قرار داده و در حاليكه مكش بسته است، شير دهش را به آرامي بسته و وارياك را صفر كرده و به وسيلة كليد اصلي پمپ را خاموش مي كنيم.
آزمايش دوم: اين آزمايش براي پمپ دوم است. روي جعبة كنترل كليد جهت گردش پمپ را روي forward قرار داده و كليد مربوط به تبديل موتور به ژنراتور را، روي موتور قرار مي دهيم. مراحل مربوط به پمپ شماره يك را تكرار كرده با اين تفاوت كه سرعت را برابر (rpm)3000 انتخاب كرده و داده ها را ثبت مي كنيم. پس از آن وارياك را روي 50% قرار داده و مكش را به آرامي مي بنديم و بعد وارياك را صفر كرده توسط كليد اصلي پمپ را خاموش مي كنيم.
آزمايش سوم: پمپ شماره يك را با 2000 دور در دقيقه و پمپ شماره دو را با 3000 دور در دقيقه راه اندازي كرده و دو پمپ را به طور موازي مي بنديم. شير فلكة شمارة 2 را به تدريج مي بنديم تا در 10 مرحله داده ها را براي جدول به دست آوريم. در طي آزمايش دور ها را ثابت نگه داشته و در هر مرحله از آزمايش اجازه مي دهيم كه سطح آب به تعادل برسد و آن گاه ارتفاع آب پشت سرريز را مي خوانيم.
آزمايش چهارم: مثل حالت قبل پمپها را راه اندازي مي كنيم. اما اين بار آنها را به طور سري مي بنديم. مراحل آزمايش قبل را تكرار كرده و داده ها را در جدول يادداشت مي كنيم.
فرمولها:
روابط و فرمولهايي كه براي اين آزمايش به كار برديم، به شرح زير است:
توان داده شده به پمپ
توان داده شده به آب (H(m-H2O و
و
راندمان پمپ
براي پمپهاي موازي: و
براي پمپهاي سري: و
براي پمپ اول:
|
مرحله |
|
|
N(rpm) |
|
F(N) |
|
1 |
-1 |
2 |
2000 |
4.1 |
16.7 |
|
2 |
-1 |
6 |
2000 |
3.5 |
16 |
|
3 |
-1 |
8 |
2000 |
3 |
14.2 |
|
4 |
-1 |
10 |
2000 |
2.5 |
13 |
|
5 |
-0.5 |
11.5 |
2000 |
2 |
11.9 |
|
6 |
-0.5 |
11.7 |
2000 |
1.5 |
10.2 |
|
7 |
-0.5 |
11.9 |
2000 |
1 |
9 |
|
8 |
-0.5 |
12 |
2000 |
0.5 |
7.9 |
|
9 |
-0.5 |
12 |
2000 |
0 |
6.1 |
|
مرحله |
|
N(rpm) |
W1(watt) |
W2(watt) |
| |
|
1 |
3 |
4.1 |
2000 |
626.083 |
120.663 |
19 |
|
2 |
7 |
3.5 |
2000 |
599.84 |
240.345 |
40 |
|
3 |
9 |
3 |
2000 |
532.358 |
235.44 |
44 |
|
4 |
11 |
2.5 |
2000 |
487.37 |
269.775 |
55 |
|
5 |
12 |
2 |
2000 |
446.131 |
235.44 |
52 |
|
6 |
12.2 |
1.5 |
2000 |
382.398 |
179.523 |
47 |
|
7 |
12.4 |
1 |
2000 |
337.41 |
121.644 |
36 |
|
8 |
12.5 |
0.5 |
2000 |
296.171 |
61.312 |
20 |
|
9 |
12.5 |
0 |
2000 |
228.689 |
0 |
0 |
براي پمپ دوم:
|
مرحله |
|
|
N(rpm) |
|
F(N) |
|
1 |
1.1- |
0 |
3000 |
2.4 |
8 |
|
2 |
1- |
10 |
3000 |
1.5 |
7 |
|
3 |
1- |
12.5 |
3000 |
1 |
6 |
|
4 |
0.9- |
13.6 |
3000 |
0.5 |
5 |
|
5 |
0.9- |
13.8 |
3000 |
0 |
4 |
|
مرحله |
|
N(rpm) |
W1(watt) |
W2(watt) |
| |
|
1 |
10.21 |
2.4 |
3000 |
449.84 |
240.384 |
53 |
|
2 |
20.19 |
1.5 |
3000 |
393.61 |
297.095 |
75 |
|
3 |
22.19 |
1 |
3000 |
337.38 |
217.683 |
64 |
|
4 |
22.77 |
0.5 |
3000 |
281.15 |
111.686 |
38 |
|
5 |
22.97 |
0 |
3000 |
224.92 |
0 |
0 |
براي پمپهاي سري:
|
مرحله |
|
|
N1(rpm) |
N2(rpm) |
|
|
1 |
-0.8 |
0 |
2000 |
3000 |
2.6 |
|
2 |
-0.8 |
16 |
2000 |
3000 |
2 |
|
3 |
-0.8 |
22 |
2000 |
3000 |
1.5 |
|
4 |
-0.8 |
25 |
2000 |
3000 |
1 |
|
5 |
-0.8 |
26 |
2000 |
3000 |
0.5 |
|
6 |
-0.8 |
26.3 |
2000 |
3000 |
0 |
|
مرحله |
|
|
|
1 |
0.8 |
2.6 |
|
2 |
16.8 |
2 |
|
3 |
22.8 |
1.5 |
|
4 |
25.8 |
1 |
|
5 |
26.8 |
0.5 |
|
6 |
27.1 |
0 |
براي پمپهاي موازي:
Q1,Q2(lit/s) P1(m-H2O) P2(m-H2O) Q=Q1+Q2
H(m-H2O)وP4(bar) P6(m-H2O) H=(H3+H6)/2
|
مرحله |
P1 |
P2 |
F1 |
N1 |
Q1 |
P4 |
P6 |
N2 |
Q2 |
F2 |
Q |
H |
|
1 |
-1 |
2 |
17 |
2000 |
4.2 |
1 |
2 |
3000 |
2.2 |
8 |
6.4 |
2 |
|
2 |
-1 |
4 |
16.5 |
2000 |
3.8 |
1.2 |
4 |
3000 |
2.1 |
7.5 |
5.9 |
4 |
|
3 |
-1 |
7 |
15.9 |
2000 |
3.5 |
1 |
6 |
3000 |
2 |
7.5 |
5.5 |
6 |
|
4 |
-1 |
9 |
14.1 |
2000 |
2.9 |
1 |
8 |
3000 |
1.7 |
7 |
4.6 |
8 |
|
5 |
-1 |
11 |
12.7 |
2000 |
2.3 |
1 |
10 |
3000 |
1.4 |
6.5 |
3.7 |
10 |
|
6 |
-0.5 |
12 |
9.8 |
2000 |
1.3 |
0.9 |
12 |
3000 |
1.1 |
6 |
2.4 |
12 |
|
7 |
-0.5 |
14 |
6.1 |
2000 |
0 |
0.9 |
14 |
3000 |
0 |
5 |
0 |
14 |
|
مرحله |
H |
Q |
|
1 |
2 |
6.4 |
|
2 |
4 |
5.9 |
|
3 |
6 |
5.5 |
|
4 |
8 |
4.6 |
|
5 |
10 |
3.7 |
|
6 |
12 |
2.4 |
|
7 |
14 |
0 |
دراینجاهرچه میخواهد دل تنگت بگو