روشهای تدریس
الگوي گانيه
به اعتقاد گانيه (1985)آموزش از مجموعهاي از رویدادها تشكيل شده است كه نسبت به يادگيرنده بيروني هستند و براي پشتيباني از فرآيندهاي دروني يادگيري طراحي شده اند. 1 وي آموزش را ‹‹ مجموعهاي پيش انديشده در قالب رويدادهاي بيروني آموزش و طراحي شده براي حمايت از پردازشهاي يادگيري دروني تعريف ميكند›› . 2 رويدادهاي آموزشي رساندن يادگيرندگان را از جايي كه هستند به كسب قابليت شناخته شد، يعني ‹‹هدف››ممكن ميسازند.
الگوي تدریس گانیه مبتني بر ديدگاه گانيه شامل 9 رويداد مي باشد كه، به ترتيب عبارتند از: جلب توجه، آگاه ساختن يادگيرنده از هدف، تحريك يادآوري، يادگيري پيشنياز و دانش قبلي، ارايه محرك، فراهم ساختن هدايت يادگيري، فراخوان عملكرد، فراهم ساختن بازخورد، ارزيابي عملكرد و بهبود يادداري و انتقال 3
گام اول- جلب توجه: براي جلب توجه يادگيرنده، انواع مختلف رويدادها به كار گرفته ميشوند. 4 توجه دانش آموزان، به تعبير هوشيار بودن براي دريافت محرك، ميتواند با ايجاد تغيير سريع در محرك حاصل شود. فراتر از اين، روش اساسي كه براي جلب توجه به فراواني مورد استفاده قرار ميگيرد توسل به علايق يادگيرندگان ميباشد.
مهارت در جلب توجه به همراه دانش خردمندانه از دانش آموزش درگير در آموزش بخشي از هنر معلمي است، كه ميتواند بخش از آن يا همهي آنها غير كلامي هم باشد.
1-گانيه، آر. ام، لسليجي، بريگز، والتر دبليو. ويگر، ‹‹اصول طراحي آموزشي››، ترجمه: خديجه علي آبادي، تهران: نشر دانا، 1374،282.
2-احديان، محمد و محرم آقازاده، ‹‹راهنماي روشهاي نوين تدريس››، تهران: آييژ، 1382، 125.
3-گانيه، رابرت ميلز، ‹‹ شرايط يادگيري و نظريه آموزشي›› ترجمه: جعفر نجفي زند، تهران: رشد، 1373، 8. 4.
4-پيشين، 284.
5-پيشين، 331.
گام دوم- آگاه ساختن يادگيرنده از هدف: يادگيرنده بايد از بازده يادگيري كه از او انتظار ميرود، آگاه باشد. 1 به عبارت ديگر آگاهي دادن به فراگير در خصوص انتظاري كه قرار است در نتيجه يادگيري برآورده شود. يادگيرنده به نحوي بايد نوع عملكردي را كه به عنوان شاخصي براي پايان يافتن موفقيتآميز يادگيري به كار ميرود بشناسد.
وقتي كه يادگيرندگان، هدف از آموزش را درك كنند. انتظاري را كسب خواهند كرد كه معمولاً سرتاسر مدتي كه يادگيري رخ ميدهد تداوم دارد، و زماني كه يادگيري تكميل ميشود اين انتظار به وسيلهي بازخورد ارايه شده تائيد ميگردد. 2 به طوركلي، بهتر است فرض نكنيم دانش آموز هدف درس را ميداند. ارتباط برقرار كردن در مورد هدف درس وقت كمي ميگيرد و حسن آن اين است كه: از ‹‹خارج از خط شدن›› دانش آموز جلوگيري ميكند. به نظر ميرسد ارتباط برقرار كردن در مورد هدف كاري است كه با صراحت و صداقت يك معلم همخوان است. علاوه بر آن، به معلم كمك مي كند تا بر ‹‹ هدف آماج››باقي بماند.
البته اگر هدفها به صورت كلمات ارايه گردند كارايي بيشتري دارند، زيرا دانش آموز آنها را به راحتي درك ميكند.
گام سوم- تحريك يادآوري پيش نيازهاي مربوطه: در اين مرحله از يادگيرنده خواسته ميشود چيزهايي را كه قبلاً آموخته است، به ياد آورد. 3 زيرا در لحظهي يادگيري قابليت هاي از قبل آموخته شده بخشي از رويداد يادگيري هستند. به همين دليل بايد خوب در دسترس قرار گيرند، با به ياد آوردن آنها درست قبل از وقوع يادگيري جديد، از در دسترس بودن آنها اطمينان حاصل ميشود. اگر مهارت ذهني جديدي آموخته ميشود، مهارتهاي پيرو بايد بازيابي شوند تا اينكه بتواند به عنوان بخشهايي از مهارت جديد مجدداً رمزگرداني شوند. به عبارت ديگر دانش سازمان يافتهاي كه قبلاً آموخته شده است بازيابي ميشود تا به صورت بخشي از زمينهي معنادار بزرگتري براي اطلاعات جديد واقع شود.
1-پيشين، 413.
2-گانيه، آر.ام ، 1374، 332.
3-گانيه، رابرت ميلز، پيشين، 334.
فراخواني قابليتهاي قبلاً آموخته با پرسيدن يك سئوال به عنوان مثال:
-اگر هدف يدگيري قاعدهاي دربارهي وتر يك مثلث قائمالزاويه باشد، ممكن است مطلوب اين باشد كه يادآوري قواعد پيرو را با گفتن ‹‹ يك مثلث قائمالزاويه رسم كنيد›› و پرسيدن اين كه كدام اضلاع مجاور رأس قائمالزاويه هستند به اطمينان حاصل كرد كه مفاهيم پيرو ولورم در حافظه فعال فراگيران قابل دسترسي ميباشد، ويادگيري قاعدهي جديد ميتواند رضايت بخش باشد.
گام چهارم- ارايه محرك: اين گام با ارايه محرك اساسي به فراگيران انجام ميگيرد. محركها ميتوانند مواد آموزشي مرتبط با موضوع درس نظير عكس يا تصوير، پارل، وسايل و ابزار و حتي نوشته و نام اشياء ويا خود اشياء واقعي و … باشد.1
ارايه مطالب محرك بايد كاملاً واضح باشد چرا كه ارايه محركهاي مناسب به عنوان بخشي از رويدادهاي آموزشي داراي اهميت ميباشد.به طور روشن، محرك ارايه شدهبه عنوان رويداد آموزشي به طور مشخص به آنچه كه قراراست آموخته شود وابسته است. 2
ارايه محركها براي يادگيري مفاهيم و قواعد نياز به استفاده از انواع مثالها و نمونههاي متنوع دارد.
گام پنجم-تدارك‹‹ راهنمايي يادگيري››: در اين گام معلم فرآيند دروني شدن – رمز گرداني معنايي- را در فراگيران تسهيل مينمايد. و محركهاي ارايه شده را تا آنجا كه ممكن است معنيدار ميسازد . براي معناداري بيشتر راههاي متعدد وجود دارد، كه بسته به بازده يادگيري مورد انتظار با يكديگر فرق دارند. به طوركلي، معناداري را ميتوان با استفاده از مثالهاي عيني مربوط به مفاهيم و اصطلاحات انتزاعي، بسط دادن هر انديشه با ربط آن به مواردي كه هم اكنون در حافظهاند انجام داد3 و يادگيرنده را در كشف قواعد ياري نمائيم.
توجه داشته باشيد كه معلم ‹‹ پاسخ را به يادگيرنده نميگويد ›› بلكه آن خط فكري را پيشنهاد ميكند كه احتمالاً به تركيب مفاهيم و قواعد وابسته به قاعدهي آموختني ختم خواهد شد.4
1-سازمان آموزش و پرورش استان مركزي: تجزيههاي سبز، اراك: كتيبه، نوبت اول، 1382، 7.
2-گانيه، رابرت ميلز، پيشين، 339.
3-پيشين ، 291.
4-گانيه، آر. ام و ديگران، پيشين، 291.
مقدار راهنمايي يادگيري، يعني تعداد سوالها و ميزاني كه آنها ‹‹ رهنمود مستقيم يا غير مستقيم›› ميدهند با نوع قابليتي كه يادگرفته ميشوند فرق ميكند. اگر آنچه ياد گرفته ميشود موضوعي قراردادي است-نام شيئي كه براي يادگيرنده تازه است- مسلماً دليلي براي هدر دادن وقت يا پرسشها، يا اشارههاي غيرمستقيم به اين اميد كه به طريقي اين نام ‹‹كشف شود›› وجود ندارد. در اين مورد گفتن پاسخ به دانش آموز شكل صحيح راهنمايي يادگيري است. اما در سمت ديگر طيف مواردي است كه، رهنمود غیر مستقيم مناسب است. زيرا اين راه منطقي كشف پاسخ است، وچنين كشفي ميتواند به آن يادگيري ختم شود كه دائميتر از آن يادگيري است كه از گفتن پاسخ مستقيم حاصل ميشود. 1
مقدار اشاره كردن يا رهنمود دادن نيز با نوع يادگيرندگان فرق ميكند زيرا بعضي از يادگيرندگان كمتر از ديگران به راهنمايي يادگيري نياز دارند و راهنمايي بيش از حد براي تند آموزان خوار شمردن آنها است. در حاليكه راهنمايي خيلي كم، كندآموزان را مأيوس ميسازد.
گام ششم- فراخوان عملكرد: در اين گام از فراگيران انتظار ميرود كه رويدادهاي تركيبي دروني يادگيري را عملاً به وقوع رسانند. دانش آموزان در اين گام با داشتن راهنمايي يادگيري كافي، به نقطهاي رسانده ميشوند كه رويداد تركيبي دروني يادگيري را عملاً به وقوع ميرسانند. و آثار لذت بردن از يادگيري در چهرههايشان ديده ميشود. آنها درك كردهاند كه چگونه كار را انجام دهند. انتظار از آنان اين است كه نه تنها ما را متقاعد كنند، بلكه به همان اندازه خود را نيز متقاعد نمايند. 2
به طور ساده از يادگيرندهي اطلاعات كلامي خواسته تا اطلاعات يا حداقل بخشي از اطلاعات را ‹‹بگويد››. از يادگيرنده مفهوم يا قاعده جديد خواسته ميشود تا كاربرد آن را به مورد خاصي كه قبلاً در طي يادگيري با آن مواجه نبوده است، عملاً نشان دهد. 3 و تمهیداتي براي تشويق يادگيرنده جهت به كار بستن هرچه بيشتر يادگيري در موقعيتهاي تازه و متنوع صورت ميگيرد.
1-گانيه، آر. ام و ديگران، پيشين، 291.
2-همانجا، 292.
3-همانجا، 342.
گام هفتم- تدارك بازخورد: در اين گام به دنبال عملكردي كه فراگير در گام قبلي نشان ميدهد. دربارهي درجه درستي عملكرد به فراگير اطلاعات داده ميشود. 1 به عبارت ديگر فراگير در مورد درستي يا ميزان درستي عملكرد خويش بازخوردي را دريافت مينمايد. اين رويداد ميتواند به راههاي مختلف انجام شود. در مورد مهارت حركتي مانند پرتاب دارت به هدف، بازخورد ممكن است آني و ‹‹ ذاتي عملكرد ›› باشد. اما براي بسياري از انواع عملكردها، بازخورد دربارهي درستي عملكرد نياز به اين دارد كه به طور مجزا توسط معلم و يا شخص ديگري ارايه گردد.
هيچ روش استانداردي براي به جمله در آوردن يا رساندن بازخورد وجود ندارد. در ‹‹آموزشهاي برنامهاي›› 2 تاييد صحت پاسخ معمولاً در صفحه مقابل يا در صفحه بعد درج ميشود. حتي برخي از كتابهاي درسي استاندارد به طور معمول پاسخ را در آخر كتاي ميآورند. برخي از معلمان نيز ارتباط بازخورد در مقابل عملكرد دانش آموز را به راههاي مختلف، نظير سرتكان دادن، لبخند زدن و يا گفتن يك كلمه انجام ميدهند.
گام هشتم- ارزيابي عملكرد: عملكردي كه فراگير از خود بروز ميدهد تائيدي است بر اينكه يادگيري اتفاق افتاده است. به منظور اطمينان از اينكه چنين توانائيهاي واقعاً صورت پذيرفته لوزم است نمونههاي اضافی از عملكرد مطالبه شود. به عنوان مثال اگر اطلاعات كلامي آموخته شده است، ممكن است عين همان نثر بيانات، يا بسط آنها از يادگيرنده خواسته شود. اگر قاعدهاي يادگرفته شده است، ميتوان كاربرد آن را به تعدادي نمونه بديع درخواست كرد. ارزيابي عملكرد به اين شيوه آن چيزي است كه معمولاً از ‹‹اجراي آزمون›› منظور است . كار كردهايي كه از چنين آزموني انتظار ميرود عبارتند از:
الف- تائيد اينكه توانايي تازه آموخته شده از ثبات معتدلي برخوردار است .
ب- فراهم ساختن تمرين اضافي كه به تثبيت آنچه كه آموخته شده است كمك ميكند.
1-گانيه، رابرت ميلز، پيشين،342.
2-در اين روش، مواد آموزشي به واحدهايي كوچك تقسيم ميشود، كه چهارچوب يا گام يا قاب ناميده ميشود.
گام نهم- افزايش ياداري و انتقال: در اين گام براي اينكه مفاهيم تعريف شده، قواعد، و قواعد سطح بالا به خوبي در حافظه سپرده شوند، تداركاتي جهت مرور منظم مطالب در زمانهايي فاصلهدار در خلال هفتهها و ماهها مهيا ميگردد. و انتظار ميرود مهارتهاي آموخته شده را به شرايط جديد يادگيري انتقال دهد1.
با ترتيب دادن تكاليف متنوع جديد براي يادگيرنده اطمينان از انتقال يادگيري به بهترين وجه صورت ميگيرد، تكاليفي كه مستلزم كاربستن آنچه ياد گرفته شده است در موقعيتهايي كه اصولاً با آنهايي كه براي خود يادگيري به كار ميرفتند متفاوت است. 2 تكاليفي از اين نوع پيچيده تر از يك تمرين صرف هستند. 3 بنا بر اين در اين گام با افزودن بر مقادير تمرين، تأثير بسزايي در افزايش مقدار يادداري را فراهم مينمائيم، و تنوع تمرين در انتقال مهارتهاي ذهني به موقعيتهاي تازه اثر مطلوب دارد. اين تعميم ظاهراً در زمينههاي يادسپاري اطلاعات كلامي، مهارتهاي ذهني، و مهارتهاي حركتي كاربرد دارد.
-احديان، محمد وديگران، پيشين، 129.
2-گانيه، آر. ام،پيشين، 295.
3-احديان، محمد و ديگران، پيشين، 129.
نتيجهگيري:
پيشرفت سريع علوم و تكنولوژي در قرن حاضر بشر را به جايي رسانده است كه نيازمند فراگيري مهارتهاي انديشيدن، تفكر و پردازشهاي يادگيري دروني ميباشد. و معلم وظيفه دارد تا به فراگيرن در تجزيه و تحليل و بازسازي برداشتهاي خويش كمك نمايد، و شرايط و فرصتهاي يادگيري را براي آنان فراهم سازد.
در جهت فعال سازي دانش آموزان در فرآيند ياددهي – يادگيري مختلف الگوهاي بيشماري مطرح شده است كه هريك از اين الگوها بر اساس رويكردهاي مختلف صاحب نظران و روان شناسان ترتيبي طراحي شده است.
در پايان ميتوان الگوي مطرح شده بر اساس نظريه گانيه را كه شامل 9 گام: جلب توجه، آگاه ساختن يادگيرنده از هدف، تحريك يادآوري پيش نيازهاي مربوطه، ارايه محرك، فراخوان عملكرد، ارزيابي عملكرد و افزايش ياداري و انتقال ميباشد را در پردازشهاي يادگيري دروني فراگيران موثر ناميد.
منابع و مآخذ
1-احديان، محمد و محرم آقازاده، ‹‹راهنماي روشهاي نوين تدريس آموزش و كارورزي››، تهران: آییژ ، 1382.
2-بيان، حسام الدين و محمد شكيبا مقدم،‹‹ مديريت شيوههاي نو در آموزش››، تهران: مركز آموزش مديريت دولتي،1372.
3-پورنژاد، گلنوش، ‹‹زمامداري ساسانيان›› رشد معلم، شماره 3، سال نهم آذرماه، 1369.
4-جویس،بروس ،مارشا ویل وبورلی شاورز<<الگو های تدریس>>مترجم:محمد رضا بهرنگی ،تهران:انتشارات مترجم،1372.
4-حمصي، فردوس و شهين دخت عالي،‹‹ تكنولوژي آموزشي››، اصفهان: انتشارات اميركبير، 1371.
5-سازمان آموزش و پرورش استان مركزي: تجزيههاي سبز، اراك: كتيبه، نوبت اول، 1382.
6-سلطانزاده، حسين، ‹‹ تاريخ مدارس ايران›› تهران: انتشارات نوبهار، 1364.
7-سوله ماري ژان، فلوهرتزكليدشمن، ‹‹سرزمين جاويد›› ترجمه: ذبيحا… منصوري، تهران: زرين، جلد اول، 1375.
8-شبلي، احمد، ‹‹ تاريخ آموزش پرورش در اسلام›› ترجمه: محمدحسين ساكت، تهران: انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1361.
9-شريعتمداري، علي، ‹‹جامعه وتعليم وتربيت›› تهران: انتشارات امير كبير، 1367.
10-صديق، عيسي، ‹‹تاريخ فرهنگ ايران ›› تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1354.
11-كومز، آرتور رايت، ‹‹آموزش تخصصي معلمان››، ترجمه: جواهر فروش زاده، تهران: رشد، 1370.
12-گانيه، آر. ام، لسليجي، والتردبليو. ويگر، ‹‹اصول طراحي آموزشي››، ترجمه: خديجه علي آبادي، تهران: نشر دانا، 1374.
13-گانيه، رابرت ميلز، ‹‹ شرايط يادگيري و نظريه آموزشي›› ترجمه: جعفر نجفي زند، تهران: رشد، 1373.
14-هاشمي مقدم، سيد شمسالدين، ‹‹ جزوه درسي مكاتب فلسفس و سيدآراء تربيتي›› دانشگاه آزاد اسلامي واحد اراك، 1376.
*****************************
روش تدریس(بارش مغزی)
بـارش مغــزي
مقدمــــــــه
بارش مغزي "BRAIN STORMING" يکي از شناخته شده ترين شيوه هاي برگزاري جلسات هم فکري و مشاوره بوده و کاربرد جهاني دارد. اين روش داراي مزايا و ويژگيهايي منحصر به فرد است. در واقع بسياري از تکنيک هاي ديگر منشعب از اين روش است. در اينجا ضمن معرفي کوتاهي از تاريخچه و تعريف بارش مغزي به بررسي قواعد اين روش مي پردازيم. آنگاه ترکيب اعضا و گروه مشخص مي شود و پس آن روند برگزاري يک جلسه بارش مغزي ارايه مي گردد. در نهايت مزايا و معايب اين روش معرفي مي شود تا دبيران و روساي جلسات بتوانند دامنه ي کاربرد آن را ارزيابي کرده و در جاي خود از آن استفاده کنند.
اين روش توسط الکس اسبورن در سال 1988 معرفي گرديد. در آن زمان بنياد فرهنگي اسبورن اين روش را در چندين شرکت تحقيقاتي، بازرگاني، علمي و فني براي حل مشکلات و مسايل مديريت به کار گرفت. موفقيت اين روش در کمک به حل مسايل آن چنان بود که ظرف مدت کوتاهي به عنوان روشي کارآمد شناخته شد.
فرهنگ لغت " وبستر" تعريف بارش مغزي را چنين بيان مي دارد : تکنيک برگزاري يک کنفرانس که در آن سعي گروه بر اين است تا راه حل مشخصي را بيابد، در اين روش همه ي نظرات در جمع بندي مورد استفاده قرار مي گيرند. روش بارش مغزي امروزه يکي از متداول ترين روشهاي تصميم گيري گروهي است و موجب گسترش و تحول بسياري از روشهاي مرتبط و مشابه گرديده است. دانشمندان زيادي از جمله : اسبورن، کال و همکاران، بوچارد، گچکا و همکاران، دلبگ و همکاران، لوئس، و نگاندي و سيج در کتابهاي خود به اين روش پرداخته اند و جهت ارتقا آن کوشيده اند.
قواعـد بارش مغــزي
اسبورن عنوان مي دارد پيشنهاد ايجاد شده در ذهن يک فرد عادي در گروه، 2 برابر پيشنهاد ايجاد شده در حالت انفرادي است. در صورتي که قواعد و مقررات مشخصي براي جلسات بارش مغزي در نظر گرفته و رعايت گردد، اين روش بسيار کارآمدتر خواهد شد. بارش مغزي بر دو اصل و چهار قاعده ي اساسي استوار است. اصل اول مبتني بر تنوع نظرات است. تنواع نظرات، آن بخش از مغز را که به خلاقيت مربوط است فعال تر مي کند تا بر تفکر قضاوتي THINKING JUDJMENTAL خود فايق آيد. تفکر قضاوتي در واقع به معني ارزيابيها و نظرات تکميلي نسبت به مطلب مطرح شده است. به اين منظور بعد از آنکه تمامي پيشنهادات جمع آوري گرديد ؛ بررسي و ارزيابي پيشنهادات صورت مي گيرد. اصل دوم کميت، فزاينده کيفيت است. يعني هر چه تعداد پيشنهادات بيشتر شود، احتمال رسيدن به يک راه حل بهتر افزايش مي يابد.
چهار قاعــده اساسي بارش مغــزي
. 1- انتقال ممنوع: اين مهمترين قاعده است و لازم است تمام اعضا به آن توجه کرده و بررسي و ارزيابي پيشنهاد را به آخر جلسه موکول کنند. ضمن اينکه ملاحظه تبعيض آميز پيشنهادات نيز ممنوع است.
2-. اظهار نظر آزاد و بي واسطه: اين قاعده براي جرأت بخشيدن به شرکت کنندگان براي ارايه پيشنهاداتي است که به ذهن آنها خطور مي کند، به عبارت ديگر در يک جلسه بارش مغزي تمام اعضا بايد جسارت و شهامت اظهار نظر را پيدا کرده باشند و بدون آنکه ترسي از ارزيابي و بعضاً انتقاد مستقيم داشته باشند ؛ بتوانند پيشنهاد و نظر خود را بيان کنند. هر چه پيشنهادات جسورانه تر باشد نشان دهنده ي اجراي موفق تر جلسه است.
3-. تأکيد بر کميت : هر چه تعداد نظرات بيشتر باشد، احتمال وجود پيشنهادات مفيد و کارسازتر در بين آنها بيشتر مي شود. موفقيت اجراي روش بارش مغزي با تعداد پيشنهادات مطرح شده در جلسه رابطه مستقيم دارد. در اين روش اين گونه عنوان مي شود که هر چه تعداد پيشنهاد بيشتر باشد احتمال وجود طرح پيشنهاد کيفي بيشتر است.
4-. تلفيق و بهبود پيشنهادات : اعضا مي توانند علاوه بر ارايه پيشنهاد، نسبت به بهبود پيشنهاد خود اقدام کنند. روش بارش مغزي اين امکان را به اعضا مي دهد که پس از شنيدن پيشنهادات ديگران پيشنهاد اوليه بهبود داده شود. آنها همچنين مي توانند پيشنهاد خود را با چند پيشنهاد ديگر تلفيق کرده و پيشنهاد بهتر و کاملتري را به دست آورند.
ترکيب اعضاي گــروه بارش مغــزي
در هر جلسه بارش مغزي لازم است افراد ذيل حضور داشته باشند : رييس، دبير جلسه و اعضاي گروه، رييس جلسه، قواعد کاري و مسئله مورد بحث مشکل را مطرح مي کند و ناظر بر حسن اجراي آنهاست. دبير، کار ثبت صورتجلسه را انجام مي دهد. بهتر است دبير نزديک رييس جلسه بنشيند، به طوري که بتواند نقش رابط غير مستقيم بين رييس جلسه و اعضا را ايفا کند. بهتر است پيشنهادات به طور گزارشي، نه کلمه به کلمه، يادداشت شوند. اسبورن پيشنهاد مي کند که از افرادي که داراي موقعيتهاي شغلي يکسان هستند براي هم فکري، دعوت به عمل آيد. ضمناً بايد در نظر داشت چنانچه رييس و مرئوس با هم در يک گروه باشند اصل اظهار نظر آزاد و بيواسطه خدشه خواهد يافت مگر آنکه براي آن قبلاً تدابيري انديشيده شده باشد.
پيشنهاد ايجاد شده در ذهن يک فرد عادي در گروه ، 2 برابر پيشنهاد ايجاد شده در حالت انفرادي است.
رويه برگـــزاري جلسات بارش مغـــــزي
يک گروه 6 تا 12 نفري از اعضا انتخاب مي شوند حتي الامکان از لحاظ رتبه ي اداري همسان باشند. مشکل به روشني تعريف شده و براي شرکت کنندگان توضيح کافي داده مي شود. حداقل يک هفته از طرح صورت مسئله گذشته باشد يعني دستور کار هر جلسه قبلاً اعلام شده باشد. بلافاصله پيش از جلسه اصلي بارش مغزي، براي اعضا، جلسه اي توجيهي برگزار مي شود. با نوشتن صورت مسئله بر روي تخته سياه به طوري که براي همه قابل خواندن باشد، جلسه بارش مغزي شروع مي شود.
رئيس جلسه 4 قاعده جلسه بارش مغزي را متذکر مي شود. هر يک از اعضا که مايل به ارايه پيشنهاد باشد دست خود را بالا مي برد و در هر نوبت يک پيشنهاد را ارايه مي دهد. رييس جلسه طي يادداشتي 2 کلمه اي و کوتاه، هر يک از پيشنهادات را روي تخته سياه مي نويسد و در همين حال دبير جلسه پيشنهاد را با جزئيات بيشتري ثبت مي کند. در صورت لزوم رييس جلسه مي تواند براي برانگيختن اذهان در ارايه پيشنهادات جديد صورت مسئله با پيشنهادات ارايه شده، را مجدداً طرح کند. مدت زمان جلسه نبايد از حد مجاز، که معمولاً 60 دقيقه است تجاوز کند.
مــزايا و معايب
باوجودي که روش بارش مغزي بسيار متداول است، ليکن تاکنون به طور خاص، در جهت روشن نمودن بهترين شرايط اجراي اين روش، تحقيقات کافي صورت نگرفته است. مزاياي اين روش عبارتنداز :
?.با توجه به اصل هم افزايي باعث مي شود خلاقيت گروهي مؤثرتر از خلاقيت فردي عمل کند.
?.با اين روش، در مدت زمان نسبتاً کوتاهي، شمار زيادي پيشنهاد حاصل مي شود.
با نوشتن صورت مسئله بر روي تخته سياه به طوريکه براي همه قابل خواندن باشد، جلسه بارش مغزي شروع مي شود.
معايب و نقايص اين روش عبارتنــد از :
?. ممکن است ايجاد شرايط جهت اظهار نظر آزاد و بيواسطه دشوار باشد.
?. گروه معمولاً تحت فشار اکثريت قرار گرفته و موجب مي شود فرد با نظر اکثريت موافقت کند، حتي اگر قوياً احساس کند که نظر اکثريت اشتباه است.
?. اکثر اوقات تمايل گروه بر حصول يک توافق است، تا دستيابي به پيشنهادات متنوعي که به خوبي مورد بررسي قرار گرفته باشند، در واقع اين حرکت در حال حاضر بخاطر ساختار جلسات، به صورت عادت درآمده است.
?. هنگام بارش مغزي، اغلب افراد مواردي بديهي يا ايده آل را پيشنهاد مي کنند و اين از تلاش آنها براي بحث بيشتر و در نتيجه ارايه پيشنهادات خلاق مي کاهد.
?. ماهيت تنوع گراي بارش مغزي، خود به خود مسبب افزايش پيشنهادات مي شود ولي اصلاح و پالايش ساختاري پيشنهادات را در بر ندارند.
?. اگر گروه از يک رييس جلسه خود برخوردار نباشد ممکن است برخي از افراد جلسه را، به طور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند.
?. اجراي موفقيت آميز اين روش مستلزم شناخت قبلي افراد از مسأله است.
?. در اين روش، بهبود مرحله به مرحله " تدريجي " پيشنهادات کمتر مشاهد مي شود.
?. گاهي اوقات اين روش، به مسايل نسبتاً ساده و پيش پا افتاده محدود گشته و باعث مي شود که روش ارايه شده براي حل مسايل کلي پيچيده و کارآيي کافي را نداشته باشد.
??. براي بعضي افراد، پيروي از قواعد اين روش، يا ارايه پيشنهادات متنوع مشکل است.
روشهــا و تکنيکهــاي مشابــه
از بارش مغزي روش هاي گوناگوني مشتق شده است. مثلاً يک روش مي گويد بهتر است شرکت کنندگان پيش از ورد به جلسه پيشنهادات خود را کتباً در اختيار رييس جلسه قرار دهند، رييس جلسه پيشنهادات را بدون اعلام منبع براي همه شرکت کنندگان قرائت مي کند. اين روش که براي از بين بردن معايب بندهاي 2 و 3 مورد استفاده قرار مي گيرد، بارش مغزي گمنام "Anonymous Brains " نام دارد. شيوه هاي ديگري نيز وجود دارد، به عنوان مثال از شرکت کنندگان خواسته مي شود، تا نظرات خود را در مدتي کوتاه به رشته تحرير درآورند. اين روش افکارنويسي "Brainwriting" خوانده مي شود.
تلفيقي از افکار نويسي و بارش مغزي نيز وجود دارد که به روش Trigger مشهور است. اين روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد. در اين روش شرکت کنندگان هر کدام شخصاً فهرستي از کلمات مرتبط به مسأله را تهيه مي کنند. مزيت اين روش بر روش بارش مغزي در اين است که قابليت بسط و گسترش پيشنهادات را دارد. ويليام گوردن به منظور غلبه بر برخي مشکلات بارش مغزي شيوه جديدي را ابداع کرد. رويه آن بدين گونه است که : رييس جلسه، از گروه مي خواهد تا به مفهوم با اصول مسأله پرداخته و مسأله را ريشه اي مورد بررسي قرار دهند، رفته رفته، با مطرح شدن نظرات متفاوت، افراد اطلاعات بيشتري پيدا کرده و پيشنهادات جديدي مطرح مي کنند. مزيت عمده اين روش امکان بررسي ساير پيشنهادات و عدم تمرکز بر يک پيشنهاد است. در نتيجه اين روش مانع تصميم گيري ناپخته در فرآيند حل مسأله مي گردد.
تلفيقي از افکار نويسي و بارش مغزي نيز وجود دارد که به روش Trigger مشهور است . اين روش را جوج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد.
گونه ديگر بارش مغزي شيوه of Problem Elements= Sil Succesive integeration است. اين روش به وسيله هلموت اشليکسوپ از مؤسسه باتل ابداع گرديد. معايب بندهاي شماره 5، 3، 2 با اين روش برطرف خواهد شد. در اين روش عناصر جلسات آزاد و روابط اجباري به طور فزايده ترکيب مي شوند تا اين که گروه به راه حل نهايي مورد توافق دست يابد. توفان فکري عبارت است از بيان تفکرهاي متنوع، در حالي که روش SIL کتبي بوده و تفکر چه متنوع، چه مشابه اصل است.
http://www.m-abtahy.com/tadris.htm
*******************************************
روش تدریس ریاضی
Mr. Guohua Peng این مقاله توسط استاد ریاضی دانشکده ریاضی دانشگاه چیندر سال ٢٠٠٢ نوشته شده استSichuan The China Papersو متن آن به زبان انگلیسی در سایت
http://science.uniserve.edu.au/pubs/chinaبه آدرس وجود دارد. در زیر ترجمه بخشهایی از آن آمده است.
چکیده
من مدتـی را برای بررسی و تحلیـل مشـکلات تدریس کنونی ریـاضی صـرف کردم و دو نحـوه تدریـس دانش آموز محوری را برای تدریس ریاضی پیشنهاد می کنم.
تدریس مسئله محور و سمینار در هر دو روش بر کار گروهـی تأكيد شده و مهارتهـاي ارتباط و نحوه ارائه مطالب بهبود یافته است. در روش مسئله محور ابتدا مسائلی از جهان واقعـی به دانـش آموزان داده می شـود سپس از آنها خواسته می شود که هر مفهوم جدید و نتایج تئوریهایی که برای حل مسئله مورد نیـاز است، را بیان کنند سپس مسئـله را حل کنند هرچند با راهنمـایی های معـلم، این فرآیـند به دانـش آمـوزان کمـک
می کند تا با نحوه تفکر ریاضی آشنا شوند و شیوه مقابله با مسائل جهان واقعی را بیاموزند. معلم در این پروسه تنها، برای رسیدن دانـش آموزان به نتایج نهایـی آنها را راهنمـایی می کند. روش سمینـار مدلـی آموزشـی و تدریسی است که از فعالیتهای تحقیقاتی گرفته شده است. در یک سمینار دانش آموزان سخنرانی می کنند در حالیکـه بیشتر اوقات معـلم به عنوان یک شنـونده در کلاس حضـور دارد. موقعیتهای کار گروهی زیادی برای دانش آموزان در یک سمینار وجود دارد این روش کمک می کند مهارتهای شخصی دانـش آموزان بهبـود یابد همچنین یادگیری آنها به صورت مؤثری انجام گیرد.
امیداست در این روشها دانش آموزان برای یادگیری ریاضی تحریک شوند. این روشها در شیوه تدریس ریاضی دبیرستان و دانشگاههای چین مؤثر بوده است.
www.zibaweb.com
مقدمه
به طور کلی معلمان ریاضی موافق هستند که آموزش و یادگیری ریاضی باید شامل موارد زیر باشد :
● توسعه تفکر دانش آموزان
● گسترش توانایی دانش آموزان در حل مسائل
● ارائه دانش ریاضی کاربردی ، تخصصی و مهارتی برای نیازهای آینده
ما از دانش آموزان می خواهیم که ریاضی یاد بگیرند نه اینکه فقط گوش کنند و نگاه کنند به آنچه معلـم روی تختـه می نویسد و حـل می کند. ما می خواهیـم که آنها از آموزش ریاضی لذت ببرند و هیجان زده شوند. ما
می خواهیم آنها ریاضی را درک کننـد و آنرا بگـذراننـد. ما می خواهیم آنها مسائلی را حل کنند که در زندگی روزمره با آن برخورد می کنند. برای رسیدن به این هدف نحوه تدریس مؤثر است و باید دانش آموزان در یـک پروسه فعال قرار بگیرند به گونه ای که از ریاضیـات لذت برده و به آن احترام بگـذارند و از قابل استفـاده بودن آن مطمئن شوند.
من فکر می کنم استراتژی کلیدی در تدریس ریاضیات باید بر مبنای علاقه دانش آموزان قرارگیرد اگر آنها به آموزش ریاضی علاقه داشته باشند آنگاه کار معلم آسانتر خواهد بود.
اما در روشهای سنتی آموزش یا روش تدریس معلم محور توجه اصلی معطوف معلمان است، معلم کلاس را با دوره کردن درسهای قبل شروع کرده و سپس درس جدید را ارائه می کند و در پایان تکلیف می دهد.
بعضی جلسات با پاسخ دادن به تمرینهای منزل یا تمرینهای کلاسی شروع می شود، دانش آموزان نگاه کـرده، گوش کرده و آنچه را که معلم روی تخته می نویسد در دفتر خود می نویسند. دانش آموزان معمولاً تمرینها را در منزل وقتی که معـلم نزد آنها حضور ندارد انجام می دهنـد بنابـراین پرسشهـایی که در ذهـن آنهـا ایجـاد
می شود باید بر اساس مطالبی که قبلاً آموخته اند پاسخ داده شود با حضور معلم دیگری به نام خود آموز.
در برخـی جلسات معـلم در کلاس قدم زده و تلاش می کنـد به سوالات دانش آموزان پاسخ دهد اما برخی از دانـش آموزان خجالت می کشنـد که بپرسنـد و کلاس را بدون یافتن پاسخ سوالات خود ترک می کنند و در نتیجه قادر به درک صحیح معنا و مفهوم ریاضیات نیستند.
این روش تدریس ریاضی اغلب برای دانش آموزان خسته کننده است چون تنها کارشان نشستن غیر فعـال در کلاس و تماشای معلم هنگام حل مسائل ریاضی و کپی کردن آنها در دفترشان است.
مشـکل اساسی روش بالا این است که علاقه دانـش آموزان به ریاضـی را کاهش می دهد. یـک گزارش نشـان
می دهد که نزدیک به %٧٠ دانشجویان ریاضی را به خاطر علاقه به آن انتخاب می کنند اما پس از سال اول تقریباً %٢٠ آنها علاقه خود را از دست می دهند و بقیه نیز در سالهای بعد به تدریـج علاقه شـان به ریاضـی کم می شود. دلیل این پدیده متعدد است و شامل سختی ریاضی ، مؤثر نبودن روش تدریس ، داشتن دیـدگاه غیر واقعی از ریاضی و علاقه به دانشهای دیگر است. روشهای سنتی تدریس سبب می شود که دانش آموزان و دانشجویان احساس کنند که ریاضیـات بی ارزش بوده و در زندگی آینـده شان کاربردی ندارد و آنها مجبـورند آنرا یاد بگیرند. در کلاسهای سنتی به دلیل اینکه نیازهای دانش آموز برآورده نمی شود هم دانش آموز و هم معلم خسته می شوند.
از اشـکالات دیگـر این روش آن است که دانـش آمـوزان مهارتهـای عمـومـی مثل کار تیمـی را به خوبی یاد
نمی گیرند که برای دانشجویان دانشگاهها خیلی مهم است. برخی از مدرسان ریاضـی معتقدند برای آمـوزش مفاهیم ریاضی زمان بسیار کمی وجود دارد و آنها نمی خواهند آنرا برای تدریس مسائـل مربوط به مهارتهـای عمـومی تلـف کنند، برخی هم فکر می کنند که طبیعت ریاضـی طوریست که باید به صـورت مطلق و کاملاً منطقی تدریس شود از طرفی بیشتر معلمان فکـر می کنند که ریاضیـات بیشتر به کار شخصـی و فردی نیـاز دارد تا کـار گروهـی، بنـابراین نیـازی به کـار گروهـی نیست اما واقعیـت نشـان مـی دهـد کمتـر از %١٠
فارغ التحصیلان ریاضی شانس ریاضیدان شدن را دارند و بیشتر آنها شغلی خارج از حوزه ریاضـی ولی مرتبط با آن پیدا می کنند. در سالهای اخیر اکثر سرمایه گذاران به فارغ التحصیلان ریاضی بها داده اند چون معتقدند یک نفر با توانایی های ریاضـی می تواند به صورت منطقـی فکر کند و با آمـوختن کمـی از دانش و علوم غیر ریاضی می تواند مسائل تکنیکی را در جهان حل کند.
ما می خواهیم به همه دانش آموزان یک مفهوم عمیق از ریاضیـات ارائه دهـیم چرا که معتقـدیم این مسئلـه بسـیار ارزشمنـد است. بنابرایـن باید روشهـای دیگـری برای آمـوزش ریاضـی، بهبود توانایـی و رفـع نیازهای دانش آموزان درپیش بگیریم.
روش تدریس دانش آموز محوری، مدلی است که در آن نظرات دانش آموز، اهداف و پس زمینه فکری او شناخته شده و درمحیطهای آموزشی بکار گرفته می شود . این روش، روشی کاملاً متناقض با روشهای سنتی است که معلم بیشتر [نه همه] تصمیمات مربوط به محتوای آموزشی را می گرفت . این روش بازخورد خوبی را ارائه می کند و زمان آماده سازی را برای معلم کم می کند بنابراین هم دانش آموز و هم معلم سود می برند . نقش معلم به این بستگی دارد که گروههای دانش آموزی چقدر فعالیت داشته باشند. به طور کلی معلم
می تواند به عنوان یک شریک فعال در یک گروه یا کمک کننده ویا یک مرجع باشد. کلاس میزان پیشرفت را نشان می دهد . هدف این روش آن است که فاصله بین معلم و دانش آموز را کاهش دهد ولی مسؤ ليت اوليه معلم بر جای خود باقی است در حالیکه نقش دانش آموز در فرآیند آموزش پررنگتر می شود.
روش تدریس مسئله محور
روش تدریس مسئله محور بر اساس این نظریه بنا شده است که دانش آموزان قادر به درک جهان هستند همان طور که دانشمندان. اگر دانش آموزان در معرض اتفاقات جهان واقعی قرار بگیرند انگیزه حل، آنها را مجبور خواهد کرد که مسائل جدید، تئوریها ومفاهیم جدید اختراع کنند.
این روش مرتبط با یادگیری مسائلی است که در جهان واقعی وجود دارد. درسروکله زدن با این مسائل
دانش آموزان تشویق می شوند که دانش های خاص را با جستوجوکردن بد ست آورند بر خلا ف روش
یاد گیری ازطریق بیان. این روش یک رهیا فت آموزشی است که به دانش آموزان کمک می کند موضوعی را با حل مسائل تجربی یاد بگیرند.
این روش با یک مسئله ساده جهان واقعی شروع می شود. استرا تژی یادگیری بر اساس ارائه یک یا چند راه حل برای این مسئله است. ابتدا از دانش آموزان خواسته می شود یک مدل ریاضی از این مسئله طرح کنند و قدم بعد تلاش برای یافتن جوابی برای مسئله اصلی است. مسئله بدون داشتن اطلا عات جدید حل نخواهد شد بنابراین درطی فرآیند جستوجوی جواب معلم بعضی ا ز توضیحات وراهنمایی ها را در مورد مسئله ارائه می کند ودانش آموزان جواب را خودشان پیدا خواهند کرد. مطمئناً دانش آموزان درک می کنند آنچه آموختند کاربردی است.
این روش تا اندازه ای تدریس تعاملی است. تدریس تعاملی یعنی اینکه معلم تلاش کند دانش آموزان با راهنمایی های او واقعیت های ریاضی را خود کشف کنند. جنبه مهم روش تدریس مسئله محور این است که دانش آموزان جایگاه ریاضیات را در جهان واقعی ببینند وتجربه ای واقعی از سودمند بودن ریاضیات کسب کنند. اینها سبب می شود که دانش آموزان انگیزه مثبت خود را در یادگیری ریاضی حفظ کنند. دانش آموزان خواهند دید که چطور ریاضیدانان در مورد یک مسئله فکر می کنند و چگونه آنرا حل می کنند،اگر در آینده به یک مسئله در جهان واقعی برخورد کنند این تجربه آنها را درپیدا کردن یک راه نفوذ به آن مسئله یاری خواهد کرد وآنها توانایی حل مسئله با تکنولوژی مناسب را خواهند داشت.
www.zibaweb.com
سمینار
در دانشگاه یا دبیرستان گروههای کوچک از دانش آموزان برای تحقیقات رسمی نامزد می شوند یا موضوعاتی را با راهنمایی های یک پروفسور یا معلم مشتاقانه بررسی می کنند و در ملاقات هایشان با او در مورد گزارشات و اکتشافاتشان بحث می کنند ، این فرآیند یادگیری سمینار نامیده می شود که خیلی عمومی و مؤثر است.
شخصاً معتقدم که سمینار راه خوبی برای تدرسی مهارتهای عمومی دانش آموزان است. به جای اینکه معلم درس بدهد دانش آموزان این کار را انجام می دهند، معلم یک شنونده و سرپرست خواهد بود و در اغلب اوقات مانند دانش آموزی جلوی تخته می ایستد یا در کلاس می نشیند و اگر نیاز باشد صحبت می کند.
دانش آموزان در ابتدا گروهبندی می شوند، پیش از آنکه موضوعی از متن کتاب را بری تدریس تعیین کنند زمان کافی در اختیار دارند تا با هم هماهنگ شوند اگر آنها همدیگر را به خوبی نشناسند و با هم هماهنگ نشوند معلم برای شروع به آنها یک کار گروهی آسان می دهد. به طور کلی معلم باید یک تعریف کلی از موضوع بانضمام پیش زمینه آن و ارتباط آن با موضوعات دیگر ارائه کند.
در ادامه چند پیشنهاد برای اجرای این روش می آورم :
١- دانش آموزان در گروههای ٤ الی ٦ نفره قرار می گیرند و یک زوج از دانش آموزان هر گروه باید عالی باشند.
٢- هر گروه باید یک رهبر داشته باشد.
٣- هر گروه یک موضوع از متن کتاب را برای تدریس انتخاب می کند.
٤- هر گروه باید زمان کافی برای خواندن، طرح ریزی، بحث کردن وآماده کردن درسشان داشته باشد.
٥- هر عضو گروه باید قسمتی از کار را انجام دهد.
٦- هر گروه قبل از تدریس با معلم ملاقات می کند.
٧- هر گروه قبل از سخنرانی باید طرح و مقدمه ای برای آن آماده کند.
٨- هر عضو از گروه قبل از تدریس باید خلاصه ای از کار خود را به معلم ارائه دهد.
٩ - همه اعضای گروه باید به نوبت صحبت و سخنرانی کنند.
معلم نقش مهمی را در سمینار بر عهده دارد او تماس خود را با دانش آموزان حفظ میکند و به آنها در استفاده از کتابخانه و یافتن منابع کمک می کند. سمینار کمک می کند که دانش آموزان مهارتهای عمومی خود از قبیل اثبات آنچه از ریاضیات فهمیده اند ، توانایی توضیح دادن یک موضوع، خلاقیت در ارائه مطلب ، وحدت گروهی و مهارتهای برقراری ارتباط را بهبود بخشند.
امید است سمینار نتایج زیر را در پی داشته باشد :
۱- افزایش ارتباطات ریاضی بخصوص برای دانش آموزان ؛
۲- بهبود توانایی دانش آموزان در خواندن ریاضیات ؛
۳- آشنایی دانش آموزان با واژه های ریاضی و به کار بردن لغت نامه بزرگ ریاضی ؛
۴- افزایش میل و رغبت دانش آموزان در کلاس به علت تنوع معلمان در هر موضوع ؛
البته این روش تدریس مشکلاتی خواهد داشت از جمله :
۱- چگونه یک معلم بفهمد یکی از اعضای گروه کارش را انجام نداده و چه تصمیم در مورد او بگیرد؟
۲- معلم چگونه به دانش آموزان خجالتی کمک کند که درس را به راحتی ارائه کنند ؟
۳- چطور معلم برنامه روزانه را پیش ببرد و به دانش آموزان اجازه دهد سوال بپرسند وتمرینهای کلاسی را
پی گیری کنند ؟
۴- چگونه معلم می تواند حجم زیادی از بحث را در جلسه با هر گروه، خارج از کلاس انجام دهد ؟
۵- چطور معلم می تواند میزان یادگیری دانش آموزان را تعیین کند ؟
۶- چگونه معلم می تواند دانش آموزان را تحریک کند تا با کسیکه درس را ارائه می دهد بحث کنند؟
صرف نظر از این دو روش من فکر می کنم که تکنولوژی کامپیوتر می تواند به تدریس کمک کند . پیشرفتهای اخیر در فناوری کامپیوتر پشتیبانی هایی را برای محیطهای جدید آموزشی ارائه میکند این پیشرفتها دسترسی به منابع مطمئن اطلاعات را آسان می کند. ما از کامپیوتر در فرآیند یاددهی و یادگیری استفاده می کنیم . کامپیوتر ها قادرند معلمان را برای آموزش کاراتر و مؤثرتر گردانند.
یادگیری ریاضی فقط یادگیری فرمولها ، منحنی ها و اثبات قضیه ها برای حل مسائل نیست بلکه یادگیری ریاضی برای حل مسائل چالش برانگیز ، تلاش برای یافتن استراتژی جدید و پیداکردن یک راه ساده تر و کوتاه تر رسیدن به نتیجه درست است .
تهیه و ترجمه از سید میثم علیزاده دبیر ریاضی راهنمایی منطقه چهاردانگه ساری عضو انجمن معلمان ریاضی استان مازندران
http://www.grrch1386.blogfa.com/
00000000000000000000000
مطلب مرتبط: تجربیاتی از تدریس همکاران
مختصری در مورد روشهای نوین تدریس
تحليل عملکرد معلم از طريق تدريس خرد،معلمان جوان و دانشجو معلمان
مطلب مرتبط:گسترش برنامه آموزش معلمان زن روستایی در استان سی چوان چین
آموزش معلمان در چین ، آمریکا،انگلستان و مختصری در مورد ساعات کار و ارتقاء و مزایا
_نگاهي به شيوه هاي نوين ارزشيابي درکلاس ومدرسه ، هدف از امتحان چيست؟
_روشهایی برای افزايش تمركز دانش آموزان در کلاس هنگام تدریس معلم
_ارزیابی چیست و چه نقشی در تدریس معلم درکلاس دارد؟
_تقویت انگیزه های درسی دانش آموزان و نحوه تشویق و تنبیه در مدارس
_روشهای ایجاد انگیزه وترغیب دانش آموزان به تحصیل ودرس
|
روش نمايشی ( نمايش علمی ) / روش آزمايشی (آزمايشگاهی) | ||||
|
اين روش بر مشاهده و ديدن استوار است. افراد مهارتهاي خاصي را از طريق ديدن فرا مي_ گيرند. بعنوان مثال معلم در کلاس درس تصميم دارد کار کردن با يک وسيله را به دانش آموزان ياد دهد که از طريق اين روش مي تواند عمل کند. مهمترين حسن اين روش، به کارگيري اشياي حقيقي و واقعي در آموزش است و بيشتر براي درسهايي که جنبه عملي و فني دارند کاربرد دارد. | ||||
|
مراحل اجراي روش نمايشي | ||||
|
1- مرحله آمادگي: | ||||
|
معلم بايد هدف از تدريس را دقيقاً مشخص کند و امکانات لازم را از قبل فراهم نمايد و از سالم بودن آن ابزار اطمينان حاصل کند. | ||||
|
2- مرحله توضيح: | ||||
|
معلم قبل از انجام تدريس، بايد اهداف تعيين شده را براي شاگردان به وضوح بيان کند، نحوه و علت انجام دادن عمل را توضيح دهد و سوالاتي را که انتظار دارد شاگردان در پايان تدريس، پاسخ دهند را مطرح کند که باعث جلب توجه شاگردان شود. | ||||
|
3- مرحله نمايشي: | ||||
|
معلم بايد روش صحيح کار و مراحل آن را به نمايش بگذارد و بعنوان مثال فرآيند کار يک موتور ديزل را به دانش آموزان توضيح دهد. | ||||
|
4- مرحله آزمايش و سنجش: | ||||
|
بعد از احراي مراحل بالا، معلم بايد از دانش آموزان بازخورد دريافت کند تا متوجه شود که دانش آموزان موضوع را فهميده اند يا نه ( مهارت لازم را کسب کرده اند يا نه؟) و در صورت بروز مشکل، معلم نقايص را برطرف نمايد که با پرسشهاي کتبي يا شفاهي مي تواند به اين موضوع دست يابد. | ||||
|
محاسن و محدوديتهاي روش نمايشي | ||||
|
از محاسن اين روش مي توان از به کارگيري اشياي حقيقي و واقعي نام برد. اين روش، در مدارس فني که اغلب با ماشين آلات سر و کار دارند، و وسايل کار بسيار محدود است، روش مناسبي است. اما با توجه به اين که شاگردان نمي توانند از راه تجارب مستقيم و از راه عمل و تمرين و تکرار، مهارت لازم را کسب کنند، يادگيري از کيفيت چندان مطلوبي برخوردار نخواهد بود. | ||||
|
روش آزمايشي (آزمايشگاهي) | ||||
|
| ||||
|
با توجه به اين که انجام بعضي از آزمايشها خطرناک است بايد در ابتدا آن آزمايش توسط معلم با دقت صورت گيرد و سپس دانش آموزان در حضور معلم به آزمايش بپردازند با اين حال، رعايت موارد ذيل مي تواند مفيد باشد: | ||||
|
1- وسايل و ابزار آزمايش قبل از تدريس فراهم و سازماندهي شود. | ||||
|
محاسن و محدوديتهاي روش آزمايشي | ||||
|
1- چون يادگيري از طريق تجارب مستقيم حاصل شده است، يادگيري با ثبات تر و موثرتر خواهد بود. | ||||
|
ب) محدوديتها | ||||
|
1- احتياج به وسايل و امکانات فراوان دارد، لذا در مقايسه با ساير روشهاي تدريس از نظر اقتصادي گران تمام مي شود. | ||||
|
در روش آزمايشگاهي معلم براي هرچه بهتر کردن اين روش بايد نکات زير را رعايت کند: | ||||
|
- گروه بندي شاگردان بر اساس امکانات و تعداد شاگردان | ||||
|
خلاقیت و روشهای تدریس | ||||
|
|
خلاقیت اوج توانایی تفکر بشری است که توانسته است انسان را به مرحله پیشرفت و ترقی برساند و او را در حل تمام مسائل و مشکلات زندگی یاری دهد. نمونه های خلاقیت را می توان در نقاشی روی دیوار در زمان غارنشینان، خلق یک اثر هنری، ماشینآلات صنعتی و آشپزی و خیاطی و ... دید . در حقیقت خلاقیت یک مفهوم انتزاعی و پیچیدهاست. اما ابهام در معنی و مفهوم کلمه به معنی پیچیدگی خود جریان خلاقیت نیست، زیرا خلاقیت را می توان به راحتی در زندگی روزانه حس کرد و آن را لمس کرد . اخیراً محققان و روان شناسان به بعد اجتماعی و محیطی آن توجه کرده اند و معتقدند که خلاقیت را نمیتوان بدون توجه به ابعاد اجتماعی و محیطی آن بررسی کرد. به نظر استرانبرگ(1989) فرایند خلاقیت در ذهن شخص با متغیرهای اجتماعی رابطه دارد. واقعیت این است که به خلاقیت نمی توان با تمرکز بر یک بعد نگریست. ابعاد فردی یا محیطی نمی تواند بیانگر ماهیت خلاقیت باشند. بلکه خلاقیت از سویی نیز تابع نظام اجتماعی خلاق است. به همین دلیل خلاقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهایی نیست . یکی از ابعاد محیطی اجتماعی خلاقیت، مدرسه میباشد. تورنس بیان می کند مسئله توسعه خلاقیت در نظام آموزشى رسمى بیشتر از این جهت حائز توجه است که بر اساس پژوهشها دریافتهایم که در ابتدا ابتکار وخلاقیت در اغلب کودکان مشاهده میشود ولى منحنى تحول آن در حدود 10 سالگى افت می کند و سیر نزولی می یابد و نتیجه آن فقدان علاقه به یادگیری و افزایش مشکلات رفتاری و انگیزشی است. به قول تورنس عدم بروز این توانایى عموماً به نامناسب بودن روشهای تدریس مربوط میشود . در این میان معلمان نقش کلیدی را بر عهده دارند معلمان می توانند با استفاده از انواع روشهای خلاق امکان ظهور خلاقیت درکودکان و نوجوانان را فراهم سازند. امروزه تمام کودکان دبستانی باید با واقعیت ها و مفاهیم علمی آشنا شوند زیرا زندگی در عصر صنعتی بدون استفاده از یافتههای علمی تقریباً غیرممکن است .
مدرسه به عنوان یکی از اجزای مهم نظام آموزشی می تواند بر فرایند تفکر و مهارتهای ذهنی و شیوههای یادگیری دانش آموزان تأثیر شگرف بگذارد تا به راحتی بتواند در جهت تفکر نو و انتقادی و کشف مجهولات پیش برود و راه حل مناسبی برای مشکلات ارائه دهد. بدین ترتیب مدرسه می تواند کانونی جهت یادگیری و پرورش افکار خلاق باشد . محیط مدرسه از جنبه های مختلفی مانند شرایط فیزیکی ( دیوارها، کلاس، ابزار و اشیاء موجود در مدرسه..) و روابط عاطفی میان افراد، نقش مدیر و ناظم بویژه معلم، روابط دانش آموزان با معلم، روابط دانش آموزان با یکدیگر، بر انگیزه یادگیری و خلاقیت تاثیر مستقیم دارد . معلم در مدرسه بعنوان یک الگو نقش کلیدی ایفاء میکند. در واقع اهمیت او در زندگی کودکان و نوجوانان مستعد و خلاق بیشتر روشن می گردد . شایان ذکر است معلم شکل دهنده جو کلاس است و مهمترین نقش را در پرورش خلاقیت دانش آموزان برعهده دارد و میتواند این نقش را از طریق روشهای تدریس در کلاس به انجام رساند .
تدریس, تنها فعالیت معلم در کلاس درس نیست بلکه فعالیتی دو جانبه از طرف معلم و دانش آموزان میباشد که در جریان آن, بین دانش آموزان با یکدیگر و معلم تعامل وجود دارد . روش تدریس را میتوان به دو گروه عمده تقسیم کرد: روشهای تدریس فعال و روشهای تدریس غیر فعال (سنتی ). در روش تدریس غیر فعال، فقط معلم نقش فعالی را در جریان تدریس بعهده دارد و مطالبی را که از قبل تعیین شده است بطور شفاهی در کلاس بیان می کند و دانش آموزان در این میان واکنش چندانی از خود نشان نمی دهند. بعبارت دیگر کودک برای مدرسه است, نه مدرسه برای کودک. تدریس سنتی تنها وظیفه خود را این میداند که حافظه کودک را از معلومات انباشته سازد, آنرا به زیور علم بیاراید و با افکار بزرگ زینت بخشد . بنابراین خلاقیت فقط جاى اندکى درآموزش سنتى دارد، زیرا در آموزش سنتی کسب مهارت خواندن و نوشتن مهم است و ارائه مفاهیم به صورت شفاهی از طرف معلم و تکرار و حفظ کردن و پس دادن مطالب توسط شاگردان انجام می شود. بدین ترتیب ذهن شاگردان با جزئیات شتاب زده و نامربوط انباشته می شود و آنها از یادگیری مطالب مهم درسی و قابل فهم محروم می گردند، و تلاشی برای پاسخهای چالش انگیز وجود ندارد. شیوه های آموزش سنتی دانش آموزان را با روشهای شناختی که مرتبط با دنیای فردا است همراه نمی کند و چنین تدریس نامناسبی همراه با عدم طرح موضوعات بحث برانگیز، محیط آموزشی ملالتآوری را ایجاد میکند. درنتیجه باعث عدم کنجکاوی و سئوال و مشارکت از جانب کودک می شود. برای پر کردن این شکاف و فقدان میتوان با روشهای فعال و پویا مانع از کسب این دیدگاه سطحی نگر شد . در مقابل روش تدریس سنتی، روشهای دیگری وجود دارد که در آنها بر خلاف روش تدریس غیر فعال، دانش آموزان بیشتر فعالیت دارند و قسمت اعظم کار آموزش و تدریس بعهده دانش آموزان می باشد. در واقع یک تعامل دو طرفه بین دانش آموزان و معلم و دانش آموزان با یکدیگر وجود دارد. در این روش پیشنهاد می کنند که از وسعت برنامه کاسته شود و کیفیت برنامه مورد اهمیت باشد زیرا ثابت شده است معارفی که طی تفحصات و پژوهشهای آزادانه مشخص بدست می آید بهتر در ذهن باقی می ماند و به شاگرد فرصت میدهد به کسب روشهایی نائل آید که در تمام دورهِ زندگی مورد استفاده قرار گیرد و بطور مداوم دامنه کنجکاوی او را توسعه میدهد و دانش آموز یاد میگیرد چگونه عقل خود را شخصاً بکار اندازد و بدینترتیب آزادانه مفاهیم و تصورات خود را بنا میکند . بنابراین استفاده از روش فعال در ارائه درس نه تنها دانش آموزان را برسر شوق و ذوق آورده وانگیزه یادگیری را درآنان تقویت می کند، بلکه معلم را در تبدیل محیط کلاس به جامعه ای کوچک و دلپذیر قادر میسازد. در نتیجه ایجاد و پیشرفت چنین محیطهایی است که حس کنجکاوی دانش آموزان برانگیخته میشود . یکی از راهبردهایی که معلم با روش فعال در هنگام تدریس انجام می دهد، استفاده از تمایلات و کنجکاوی طبیعی کودک در حل مساله و بیان مسائل بصورت حیرتآمیز است. این روش یادگیری و روش های علمی دیگر که بر اساس ساختار طبیعی کودک بنا گریده مهارتهای روش تحقیق را به وی می آموزد تا در کودک فهم عمیقی از مهارتها و راهبردهای علمی رشد پیدا کند . معلمان باید متوجه این نکته باشند یادگیری واقعی صرفاً بخاطر سپردن مطالب نیست، بلکه یادگیری واقعی زمانی اتفاق می افتد که دانش آموز باید در ارتباط موضوع درسی مواد و ابزار قابل لمس داشته باشد و بتواند مطالب را در عمل نیز ببیند و آنها را تجزیه و تحلیل کند. در این صورت کودک مطالب را بهتر فرا می گیرد و انگیزه و کنجکاوی او تحریک می شود . بنابراین معلم باید برای برانگیختن فعالیتهای مورد نظر خود از رغبتهای طبیعی دانش آموزان استفاده کند و آنها را وادار نماید تا از روی رغبت و علاقه فعالیت نمایند و خلاقیت آنها را پرورش و شکوفا سازد . تحقیقی توسط رمی و پیپر (1974) سولیوان (1974) انجام شد، محور آنها مقایسه کلاسهای پویا یا باز با کلاسهای سنتی بوده است. فضای کلاسهای باز یا پویا برای رشد شرایط پژوهش, کنجکاوی, دستکاری، خودفرمانی و یادگیری مناسب بود . اما کلاسهای سنتی در امتحان گرفتن، درجه بندی، تدریس مقتدارنه با سختگیری دنبال می شد و تغییر کمی در برنامه آموزشی خود ایجاد می کردند . همچنین سولیوان (1974) دریافت، بچه ها در کلاس باز در مقایسه بابچه های کلاسهای سنتی نمره معنادار و بهتری در 2 از 4 تست گلیفورد بدست می آورند . فراهم آوردن زمینه ها و شرایطی که به تقویت تفکر خلاق در مدارس منجر شود دامنه وسیعی دارد که از تغییر در نگرشها تا روشهای تدریس امتداد می یابد. در تحقیقی که ارتباط متقابل بین معلم و خود کارآمدی معلمها مورد ارزیابی قرار گرفته است، نشان داده شد نوع نگرش معلم به درس تعیین کننده سطح موفقیت آنان در تدریس آن درس می باشد. علاقهمندی و عدم علاقهمندی آنان به درس تأثیر مستقیم در نحوهُ آموزش آنان دارد و باعث ایجاد رفتارهای خود مدارانه یا شرکت دادن دانش آموزان در امر تدریس، تحقیق و آزمایش است و نتیجه آن رشد یا کاهش خلاقیت در کودکان میباشد . چامبرز (1973) در مطالعه ای از 671 معلم، تأثیرات منفی و مثبت آنها را بر روی خلاقیت دانشآموزان مورد بررسی قرار داد. بررسی پاسخ ها نشان می داد: معلمهایی که موجب رشد خلاقیت در دانش آموزان هستند در مدیریت و هدایت کلاس به روشهای غیر رسمی گرایش دارند. آنها به دانش آموزان اجازه می دهند موضوعاتی را که می خواهند، انتخاب کنند. پذیرای دیدگاههای غیر معمول آنها هستند، به خلاقیت پاداش داده، در بیرون از کلاس با دانش آموزان در تعامل هستند و تشویق استقلال دانش آموزان و عملکرد مثبت آنها را بعنوان نقش موثر الگوی خلاقیت می دانند. در مقابل رفتارهای متضاد که باعث کاهش خلاقیت می شود، عبارتند از: دلسرد کردن عقاید دانش آموزان، تأکید بر تکرار یادگیری، ناامنی، سختگیری و اعمال روشهای سنتی که موجب تقلیل خلاقیت میشنود . به طور کلی در مطالعات متعددی که در زمینه کارایی روشهای تدریس فعال صورت گرفته است، مطلوب بودن این روشها را نسبت به روشهای تدریس غیرفعال نشان می دهد. در مطالعهای، کیفیت یادگیری به روشهای سخنرانی، تمرین و تکرار، پرسش و پاسخ، نمایش.... بررسی شده است. نتیجه نشان داده است که کیفیت یادگیری در روشهایی که همراه با فعالیت بیشتر دانش آموزان باشد، به رشد خلاقیت بیشتری می انجامد . شایان ذکر است یادگیری فعال در مقایسه با یادگیری نافعال موجب می شود ارتباطهای بیشتری برای یادگیرنده ایجاد شود . به طور کلی کلاسهای غیر رسمی یا فعال تأثیر بیشتری در رشد خلاقیت می گذارند. اینگونه کلاسها در مقایسه با محیطهای محدود کننده سنتی تسهیل کننده خلاقیت هستند .
خلاقیت یک توانایی همگانی است که هم ناشی از عوامل مختلف فردی و شخصیتی است و هم عوامل اجتماعی آن مطرح است. هر چند توانایی تفکر خلاق به طور بالقوه و به نحو فطری در انسان به ودیعه نهاده شده است، اما ظهور آن مستلزم پرورش آن است . یکی از مکانهای پرورش و رشد خلاقیت، مدرسه است. هنگامیکه کودک وارد مدرسه میشود، فرایند اجتماعی شدن در محیط آموزشی شروع میشود. عوامل بسیار زیادی چون: تکالیف زیاد، تأکید بر حفظ دروس، اجرای برنامههای هماهنگ، عدم توجه به تفاوتهای فردی و سرانجام عدم شناخت یا بی توجهی به ویژگیهای کودکان خلاق، سبب می شود که قدرت خلاقیت آنان بتدریج کاهش یابد. اما اگر مدرسه شرایط خود و روشهای تدریس را بر پایه شناخت و پرورش استعدادهای دانش آموزان، نیاز جامعه و نزدیک کردن محیط مدرسه به شرایط و زند گی بیرونی قرار دهد، می تواند در جهت شکوفایی خلاقیت در دانش آموزان گام بردارد . در تحقیقی که توسط گوگن ( 1983) با استفاده از تست خلاقیت تورنس در نمونهای از 225 کودک در مدرسه انجام شد، مشخص گردید: روشهای فعال بر رشد خلاقیت دانش آموزان بویژه دختران بیشتر است در مقابل دانش آموزان به روش سنتی کمترین افزایش خلاقیت را نشان دادهاند. بعد از یک سال حتی خلاقیت آنان، پایینتر از خط پایه نسبت به گروه مقابل (روش فعال) نشان داده شد . در تحقیقی دیگری که توسط هادون و لیتون (1968) در مقایسه بین دو کلاس پویا و سنتی انجام گرفت، مشخص شد که بچه ها بعد از گذشت 4 سال از کلاس ابتدایی، برتری پایدارتری را در تفکر واگرا نسبت به بچههای با کلاسهای سنتی نشان داده بودند . میلگرام (1990) نیز معتقد است علت شکست مدرسه در رشد خلاقیت تا حد زیادی به تعلیم و تربیت همشکل و یکنواخت مربوط می شود. این در حالی است که هرکدام از بچه ها کاملاً با یکدیگر متفاوتند . در نتیجه ی چنین مشاهداتی مشخص می شود، اگرمحیط آموزشی بویژه روشهای تدریس که مستقیماً مرتبط با تفکر کودک است، مناسب با رشد خلاقیت کودکان نباشد، باعث کاهش خلاقیت می شود. تا جائیکه تورنس در اولین یافته هایش بیان می کند، در رشد خلاقیت کودکان افتی در کلاس چهارم وجود دارد که بدلیل وجود شرایط نامساعد مدرسه بویژه روش های تدریس است. همچنین در تحقیقات نشان داده شده است اگر شرایط مناسب تدریس برای کودک در همان کلاس چهارم وجود داشته باشد، این افت با کاهش کمتری روبرو می شود و چه بسا نسبت به دانش آموزان با روش سنتی نیز خلاقیت بیشتری نشان دهند. تورنس (1987) در نتایجی از 308 مطالعه انجام شده، نشان می دهد که روشهای تدریس مناسب، بر رشد خلاقیت کودکان تأثیر مثبت می گذارد و در 70% موارد با موفقیت همراه است . به طور کلی روش تدریس مناسب در مدارس نه تنها باعث می شود که خلاقیت کودکان رشد یابد، بلکه دانش آموزان را با دنیای فردا که مسئله و مشکلات بی شماری دارد، آماده ی حل مسئله، خلاقیت و نوآوری می کند . پس لازم است تا جامعه در آگاه کردن معلمان به انواع روشهای فعال تلاش کند تا معلمان از روشهای مناسب در کلاس خود استفاده کنند، کنجکاوی کودکان را برانگیزند و شرایط مناسبتری را برای خلاقیت کودکان ایجاد کنند . منابع : حسینی، افضلالسادات. ماهیت خلاقیت وشیوه های پرورش آن. تهران: انتشارات رشد، 1378 . شهرآرای، مهرناز. به سوی تعلیم و تربیت پویا و خلاق ، خلاصه مقالات ارائه شده در دومین سمپوزیوم جایگاه تربیت در آموزش و پرورش دوره ابتدایی (وزارت آموزش و پرورش ــ معاونت پرورشی). تهران: انتشارات تربیت،1370 . دوتران، ر. پیشرفت مدارس در پرتو تحول روشهای آموزش و پرورش. ترجمه: محمد منصور. تهران: انتشارات رشد، 1358 . | |||
دراینجاهرچه میخواهد دل تنگت بگو