روشهای تدریس:

1- روش تدریس تحمیلی یا سنتی
در این روش تدریس معلم سعی می کند مطالب آموزشی یا مهارت و تکنیک را هر چه سریعتر در قالب محتوای برنامه تعیی شده به شاگردان بیاموزد و قلبلیت جسمانی آنها را هر چه سریعتر افزایش دهد. این روش هدفهای آموزشی محدودی را در بر گرفته و با بکار بردن وسائل کمک آموزشی سعی می نماید به اهداف تعیین شده برسد.
نحوه آموزش به وسیله این روش به این صورت می باشد که معلم مهارت یا تکنیک را به اختصار معرفی می نماید سپس نحوه انجام آن را عملا به شاگردان نشان می دهد و در آخرین مرحله از شاگردان می خواهد که آنها مهارت یا تکنیک را انجام دهند و پس از اینکه شاگردان شروع به انجام حرکات نمودند اشکالات را از نظر شکل و نتیجه عمل بر طرف می نماید.
بر مبنای این روش کلیه مراحل حرکتی مهارت از طرف معلم یکجا بدون جزء جزء نمودن ارائه می شود برای روشن شدن مطلب مثالی آورده می شود.
هدف: آموزش شوت در بسکتبال:
بنابراین روش ابتدا معلم شوت را به این صورت توضیح می دهد. برای پرتاب توپ رو به حلقه ایستاده توپ را با دست گرفته و با دقت به سمت حلقه پرتاب می نمائیم . سپس خود به طرف حلقه ایستاده و چند پرتاب به سمت حلقه انجام می دهد و بعد از شاگردانش می خواهد آنها نیز توپ را برداشته شروع به پرتاب با دقت به سمت حلقه نمایند و خود کنار رفته اشکالات پرتاب را گوشزد یا رفع می نماید.
محاسن روش تدریس تحمیلی:
1-این روش به خاطر مشخص بودن هدف و زمان رسیدن به هدف براحتی می تواند جوابگوی بعضی از آموزشها باشد اما برای انتخاب آن جهت آموزش معلم بایستی به اصول یادگیری آشنای داشته باشد و با در نظر گرفتن روحیه و علایق و سن و نیاز و سابقه این روش را انتخاب نماید.
2-در کلاسهایی که تعداد افراد آن زیاد می باشد و همچنین توپ و وسائل کمک آموزشی به اندازه کافی در دسترس نیست این روش با کمی تغییر در آن می تواند مورد استفاده قرار گرفته و مفید باشد.
3-چون آموزش از طرف معلم و بطور یکسان صورت گرفته با این روش معلم می تواند به راحتی میزان هوش و توانایی شاگردان را ارزیابی نماید.
معایب روش تدریس تحمیلی:
1-چون کلیه مراحل حرکتی از طرف معلم مشخص می شود و شاگرد در انتخاب راه مناسبتر هیچگونه آگاهی و آزادی نداردگاه اتفاق می افتد سالهای سال تکنیک بدون تغییر و احتمالا غلط در یک منطقه اجرا می شود بدون هیچگونه پیشرفتی .
2-چون در این روش اصل یاد دادن مهارت در زمان محدود است به تواناییهای شاگردان کمتر توجه شده و تنها شاگردانی که بر حسب تصادف در اندازه های آموزش بوده اند توانایی یادگیری به نحو احسن را دارند و سایر شاگردان سرخورده عصبانی و ناراضی می باشند.
3-چون حرکت یا مهارت موردآموزش بدون بررسی اجزاء سازنده آن مهارت آموخته شده است رفع اشکالات و ایرادات ظاهری بوده تنها در مورد شکل حرکت انجام می گیرد که این عمل فاقد ارزش آموزشی می باشد و به علل آن اشکال توجه ندارد در ضمن اینکه برای شاگردان هرگز روشن نمی باشد چرا نمی توانند حرکت را صحیح انجام دهند.
لازم به ذکر است چون روش فقط اجرای محتوای برنامه آموزش زمان بندی شده را در نظر دارد پس از مدتی آموزش به این طریق در شاگردان به صورت خشک و قرار دادی در آنها دیده خواهد شد.


2- روش تدریس آزاد منشی و دموکراسی
این روش بر خلاف تدریس سنتی هدف خود را تنها در آموزش مهارتهای حرکتی و افزایش قابلیتهای جسمانی جستجو نمی کند بلکه در وهله اول چگونگی رفتار و نحوه فعالیتت دانش آموز را از دیدگاه تربیتی و اجتماعی مورد بررسی و مورد هدف قرار می دهد. روش تدریس آزاد منشی تمرینات اجباری نمی شناسد از یک فرمول خشک برای برای انجام فعالیتهای پیروی نمی کند بطور کلی می توان گفت که کلیه وسائل آموزشی و روشهائی که از فعالیت ابتکار و آزادی دانش آموز جلو گیری می کنند در این روش جایی ندارند. این روش موفقیتها و امکانات مختلفی را در اختیار دانش آموز قرار می دهد تا از طریق حل مشکل اکتشاف و آزمایش آزادانه و شخصا راه صحیح را برای انجام مهارت پیدا نماید به این معنی که در این روش مهارت به عنوان مشکلی که باید حل شود پیشنهاد می گردد و دانش آموزان با توجه به شرایط جسمانی و عقلانی و تجربیات قبلی خود به حل مشکل می پردازند. در این هنگام معلم اعمال شاگردان را در نظر گرفته و راهنماییهای لازم را به عمل می آورد تا از طریق تمرین مهارت مورد نظر آموخته شود.
روش تدریس آزاد منشی به دانش آموزان امکان می دهد بر حسب برنامه هایی که خودشان در طرح و اجرای آن سهیم می باشند به فعالیتهای ورزشی اشتغال ورزند کنترل نظم و انضباط و ادامه پیشرفت فعالیتهای دانش آموزان در وجود شخص معلم متمرکز نمی شود بلکه حس همکاری و علاقه مندی شاگردان در زمینه بررسی مراحل یادگیری محرک اصلی فعالیت آنها می گردد بنابراین فعالیت یا مهارت پیشنهاد شده باید متناسب با نیاز ها و خصوصیات جسمانی و عقلانی و اجتماعی دانش آموز بوده و با در نظر گرفتن امکانات تمرینی موجود موقعیتی را ایجاد نماید که شاگرد هنگام اجرای مهارت با تفکر رابطه آن را با مهارتهای قبلی مورد بررسی قرار داده و راه صحیح را با توجه به توانایی فردی اتخاذ نماید. به این ترتیب دبیر ورزش موقعیتهای مناسبی برای یادگیری مهارتهای حرکتی بوجود می آورد و فقط وقتی مداخله می کند که یادگیری به عللی انجام نگیرد.
در روش آزاد منشی نشان دادن عملی حرکت ضروری نیست و معلم به آمادگی جسمانی مطلوبی نیاز دارد ولی اصلاح حرکت کمک کردن و مواظبت نمودن از وسایل کمک آموزشی لازم برای این روش تلقی می شود. روش آزاد منشی دانش آموزان را به انجام فعالیتهای مستقل تربیت کرده و به آنان امکان می دهد در موقعیتهای مختلف مستقلا عکس العمل نشان دهدند . از این روش آزاد منشی ضمن بر انگیختن علاقه و همبستگی شاگردان به انجام فعالیتهای ورزشی تکامل متناسب جسم و روح و همچنین هماهنگی حرکات و رفتار آنان را نیز تضمین می کند برای مثال :
بنا بر این روش اگر هدف همان آموزش شوت در بسکتبال باشد از شاگردان خواسته می شود توپ را به طرف حلقه پرناپ کنند در این میان نحوه گرفتن توپ شکل گامها فاصله با تخته زاویه پرتاپ و حرکت مچ و سایر خصوصیات این مهارت به عهده خود شاگردان سپرده می شود تا یافته و انجام دهند و معلم تنها به آنها در بعضی مواقع کمک می نماید.
محاسن:
1-دانش آموز با توجه به شرایط جسمانی و عقلانی و تجربیات خود به حل مشکل می پردازد.
2-روح مدیریت و ابداع در آنها تقویت می شود.
معایب:
1-در این روش زمان آموزش معنی ندارد و تنها جنبه های بازی و سرگرمی در کلاس دنبال می شود.
2-به شاگردان تنبل و ترسو و بی علاقه اجازه می دهد که از زیر درس و فعالیتهای ورزشی شانه خالی کنند.
3-نحوه ارزشیابی در این سیستم بسیار ضعیف بوده و احتمالا امکان ارزشیابی وجود ندارد.
4-این روش احتیاج به وسائل و امکانات بسیار زیادی دارد.
5-اداره و نظم کلاس دارای ضوابط روشن نمی باشد.
6-چون برای اداره کلاس به آمادگی معلم احتیاجی نیست امکان انحراف و خارج شدن از مسئولیتهای معلمی در معلمان زیاد است.
7-ایجاد بی قیدی و عدم توجه به مقررات و ضوابط در سنین بالاتر.
3- روش تدریس استقرائی:
معنی و مفهوم کلی در این روش چنین می باشد که از نمودهای جزئی به مفهوم کلی و از مجموع حرکاتی کوچک به کل حرکت یا مهارت پی برده و به آن دست بیابیم.
برای آموزش و تدریس بطریقه استقرائی ابتدا یک حرکت را به اجزاء بسیار کوچک تقسیم کرده سپس از آموزش یک یک این حرکات و تمرین کافی به روی هر یک از آنها کل حرکت را از شاگرد می خواهیم.
مثال:
بن بر این روش اگر بخواهیم شوت جفت را در بسکتبال آموزش بدهیم ابتدا مراحل جزئی آن را مثل چگونگی پرفت توپ و یا حالت پریدن و یا دید به حلقه را در تمرینهای مختلف و روزهای مختلف با شاگردان تمرین می نمائیم پس از اینکه کلیه اجزاء این حرکت تمرین شد از شاگردان حرکت را خواستار می شویم.
محاسن:
1-بدلیل جزء جزء شدن حرکت و مهارت آموزش دقیقتر انجام می گیرد.
2-اشکال و نواقص حرکت با مهارت به روشنی قابل بررسی و رفع می باشد.
3-هر شاگرد پس از فرا گرفتن مهارت براحتی خود می تواند آن مهارت را آموزش دهد.
4-هر شاگرد می تواند به ضعف خود در یکی از اجزاء مهارت پی برده و در رفع آن در ساعات کلاس بکوشد.
5-در ضمن تمرین می توان به ضعف های فیزیکی فیزیولوزی شاگرد اعم از ضعفهای عضلانی استخوانی تنفسی و غیره پی برد.
معایب:
1-هر مربی به راحتی قادر به جزء جزء نمودن یک مهارت و آموزش آن نمی باشد.
2-در زمانی که اجزاء یک حرکت به شاگردان آموزش داده می شود بدلیل اینکه شاگرد قادر به انجام مهارت بطور کامل نیست و یا از تمامی مهارت اطلاع ندارد یک نوع دلسردی و کسالت روحی در شاگردان بوجود می آید.

 

 

الگوي تدريس / الگوي عمومي تدريس

 

  الگوي تدريس چيست؟

الگو، معمولاً به نمونه کوچکي از يک شيء يا به مجموعه اي از اشياي بيشمار گفته مي شود که ويژگيهاي مهم و اصلي آن شيء بزرگ يا اشياء را داشته باشد. الگوي تدريس، چهارچوب ويژه اي است که عناصر مهم تدريس در درون آن قابل مطالعه است. انتخاب يک الگوي تدريس، بستگي به نوع آگاهي معلم از فلسفه و نگرشهاي تعليم و تربيت خواهد داشت.
تدريس يک فرآيند است و فعاليتي است که در داخل يک الگو صورت مي پذيرد، الگوهاي تدريس متعددي توسط صاحبنظران معرفي شده اند که به مهمترين آنها اشاره خواهيم کرد.  

 

  الگوي عمومي تدريس (general teaching model)

اين الگو، توسط "رابرت گليزر" در سال 1961 مطرح شد که در 1971 توسط "راجرز" و "رابينسون" بسط داده شد.

در اين الگو، فرآيند تدريس به پنج مرحله تقسيم مي شود:
1) تعيين هدفهاي تدريس و هدفهاي رفتاري: معلم بايد هدفهاي تدريس خود را به صورتي عيني و قابل اندازه گيري تعريف و مشخص کند.
2) تعيين رفتار ورودي و ارزشيابي تشخيصي: اصطلاح رفتار ورودي در اينجا منعکس کننده کليه يادگيريهاي گذشته فراگيران، تواناييهاي عقلي، وضع انگيزشي و برخي عوامل اجتماعي و اقتصادي مؤثر در يادگيري و ميزان رشد آنان است.
3) تعيين شيوه ها و وسايل تدريس: در اين مرحله معلم با آگاهي از شرايط و موقعيت آموزشي يکي از روشها مانند روش سخنراني، آزمايشي، آموزش انفرادي و ... را انتخاب کند و وسايل تدريسي را نيز با توجه به مفاهيم و شرايط و ويژگيهاي فراگيران را برگزيند.
4) سازماندهي شرايط و موقعيت آموزشي: معلم بايد قادر باشد که با ابتکار و خلاقيت، حداکثر استفاده از امکانات موجود، در امر تدريس و تحقق اهداف آموزشي را ببرد.
5) ارزشيابي و سنجش عملکرد: معلم در اين مرحله علاوه بر ارزشيابي هاي معمولي مي تواند عملکرد شاگردان را در موقعيتهاي متعدد، مانند انجام دادن پروژه، شرکت در فعاليتهاي آموزشي و ... را ارزيابي کند و در صورت عدم موفقيت با توجه به نتايج ارزشيابي به ترميم و اصلاح مراحل قبلي الگو اقدام کند.  

 

  تعريف روشهاي تدريس

از مراحل مهم طراحي آموزشي، انتخاب روش تدريس است. معلم بعد از انتخاب محتوي و قبل از تعيين وسيله، بايد خط مشي و روش مناسب تدريس خود را انتخاب کند. به مجموعه تدابير منظمي که براي رسيدن به هدف، با توجه به شرايط و امکانات اتخاذ مي شود "روش تدريس" گويند.

روش نمايشي ( نمايش علمي ) / روش آزمايشي (آزمايشگاهي)

اين روش بر مشاهده و ديدن استوار است. افراد مهارتهاي خاصي را از طريق ديدن فرا مي_ گيرند. بعنوان مثال معلم در کلاس درس تصميم دارد کار کردن با يک وسيله را به دانش آموزان ياد دهد که از طريق اين روش مي تواند عمل کند. مهمترين حسن اين روش، به کارگيري اشياي حقيقي و واقعي در آموزش است و بيشتر براي درسهايي که جنبه عملي و فني دارند کاربرد دارد.

 

  مراحل اجراي روش نمايشي

 

  1- مرحله آمادگي:

معلم بايد هدف از تدريس را دقيقاً مشخص کند و امکانات لازم را از قبل فراهم نمايد و از سالم بودن آن ابزار اطمينان حاصل کند.  

 

  2- مرحله توضيح:

معلم قبل از انجام تدريس، بايد اهداف تعيين شده را براي شاگردان به وضوح بيان کند، نحوه و علت انجام دادن عمل را توضيح دهد و سوالاتي را که انتظار دارد شاگردان در پايان تدريس، پاسخ دهند را مطرح کند که باعث جلب توجه شاگردان شود.  

 

  3- مرحله نمايشي:

معلم بايد روش صحيح کار و مراحل آن را به نمايش بگذارد و بعنوان مثال فرآيند کار يک موتور ديزل را به دانش آموزان توضيح دهد.  

 

  4- مرحله آزمايش و سنجش:

بعد از احراي مراحل بالا، معلم بايد از دانش آموزان بازخورد دريافت کند تا متوجه شود که دانش آموزان موضوع را فهميده اند يا نه ( مهارت لازم را کسب کرده اند يا نه؟) و در صورت بروز مشکل، معلم نقايص را برطرف نمايد که با پرسشهاي کتبي يا شفاهي مي تواند به اين موضوع دست يابد.  

 

  محاسن و محدوديتهاي روش نمايشي

از محاسن اين روش مي توان از به کارگيري اشياي حقيقي و واقعي نام برد. اين روش، در مدارس فني که اغلب با ماشين آلات سر و کار دارند، و وسايل کار بسيار محدود است، روش مناسبي است. اما با توجه به اين که شاگردان نمي توانند از راه تجارب مستقيم و از راه عمل و تمرين و تکرار، مهارت لازم را کسب کنند، يادگيري از کيفيت چندان مطلوبي برخوردار نخواهد بود.  

 

 

روش آزمايشي (آزمايشگاهي)


اساس اين روش بر اصول يادگيري اکتشافي استوار است. در اين روش، موقعيت و شرايطي فراهم مي شود تا شاگردان خود از طريق آزمايش به پژوهش بپردازند و جواب مسأله را کشف کنند. اين روش، فعاليتي است که در جريان آن، شاگردان عملاً با به کاربردن وسايل و تجهيزات و مواد خاص درباره مفهومي خاص تجربه کسب مي کنند. براي موضوعات علوم تجربي روش بسيار مناسبي است ولي در روانشناسي و ساير علوم انساني نيز از آن استفاده مي شود.
اين روش مي تواند کيفيت يادگيري را افزايش دهد. براي ارضاي حس کنجکاوي و تقويت نيروي اکتشاف و اختراع و پرورش تفکر انتقادي فراگيران بسيار مفيد است و اعتماد به نفس و رضايت خاطر را در دانش آموزان ايجاد مي کند.
نقش معلم در اين روش، هدايت شاگردان و نظارت بر کار آنهاست  

 

  با توجه به اين که انجام بعضي از آزمايشها خطرناک است بايد در ابتدا آن آزمايش توسط معلم با دقت صورت گيرد و سپس دانش آموزان در حضور معلم به آزمايش بپردازند با اين حال، رعايت موارد ذيل مي تواند مفيد باشد:

1- وسايل و ابزار آزمايش قبل از تدريس فراهم و سازماندهي شود.
2- قبل از آزمايش، براي اطمينان و گرفتن نتيجه مطلوب، آزمايش به صورت تمريني انجام شود.
3- هنگام آزمايش، وسايل موردنياز روي جعبه آزمايش قرار داده شود.
4- براي جلوگيري از انحراف توجه شاگردان، وسايل اضافي، در داخل جعبه آزمايش گذاشته شود.
5- قبل از آزمايش به وسيله پرسش، توجه شاگردان به جريان آزمايش جلب شود.
6- آزمايش به گونه اي انجام شود که همه شاگردان براحتي بتوانند آن را ببينند.
7- در ضن آزمايش، از ساير روشها، مثلاً روش سخنراني نيز استفاده شود.  

 

  محاسن و محدوديتهاي روش آزمايشي
الف) محاسن

1- چون يادگيري از طريق تجارب مستقيم حاصل شده است، يادگيري با ثبات تر و موثرتر خواهد بود.
2- شاگردان علاوه بر دست يافتن به هدفهاي آموزشي، روش آزمايش کردن را نيز ياد مي_ گيرند.
3- در شاگردان انگيزه مطالعه و تحقيق را تقويت مي کند.
4- حس کنجکاوي شاگردان را ارضا مي کند و به آنها اعتماد به نفس مي دهد.
5- نيروي اکتشاف، اختراع، و تفکر علمي را در شاگردان تقويت مي کند.
6- اين روش، فعاليتهاي آزمايشي را براي فراگيران جالب و شيرين مي کند، و در نتيجه آنان را کمتر خسته و بي حوصله مي کند.  

 

  ب) محدوديتها

1- احتياج به وسايل و امکانات فراوان دارد، لذا در مقايسه با ساير روشهاي تدريس از نظر اقتصادي گران تمام مي شود.
2- به معلمان آگاه و مجرب که خود با روش آزمايشي آشنايي داشته باشند، نياز دارد.
3- نسبت به ساير روشها ممکن است اطلاعات و معلومات کمتري در اختيار شاگردان قرار دهد، و دامنه لغات و مفاهيم آنان را تقويت نکند.
4- در صورت عدم کنترل، ممکن است به صورت غلط اجرا شود، و اين روش غلط در رفتار شاگردان تثبيت گردد.  

 

  در روش آزمايشگاهي معلم براي هرچه بهتر کردن اين روش بايد نکات زير را رعايت کند:

- گروه بندي شاگردان بر اساس امکانات و تعداد شاگردان
- تعيين وظايف اعضاي شاگردان هر گروه و مراحل فعاليت
- انجام روش صحيح آزمايش براي شاگردان
- تقسيم بندي وسايل موجود در آزمايشگاه برحسب نياز هر گروه
- رعايت نکات ايمني
- ارائه گزارش از شاگردان در مورد آزمايشهاي صورت گرفته  

روش بحث گروهي

روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص که موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث است. اين روش براي کلاسهايي قابل اجراست که جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي، روشي است که به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل هستند بيان کنند.

 

  چه دروس و موضوع هايي را مي توان با روش بحث گروهي تدريس کرد؟

1- موضوعهايي که بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد.
2- فراگيران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند يا بتوانند کسب کنند.
3- موضوع موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث باشد.
(در اين روش، شاگردان بيش از استفاده از کتاب يا معلم، خود مولف به يافتن نتايج، اصول و راه حلها هستند و اين در صورتي است که شاگردان به موضوع علاقه مند باشند.)
موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و ... براي بحث گروهي کارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه، علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند.

درباره موضوعاتي که دانش آموزان کمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه کند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يک فيلم و ...
معلم بايد تا حد امکان مفيد را نيز به فراگيران معرفي کند و به هر يک از آنها يک منبع ارائه کند تا در بحث گروهي، ديدگاههاي مختلف مطرح شود و اين موضوع به توانايي علمي و مفني معلم برمي گردد. به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم و درجه خونگرمي او دارد. معلمي که از اين روش استفاده مي کند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت کند که موضوع به بيراهه کشيده نشود.  

 

  در چه موقعيتي و براي چه هدفي مي توان از روش بحث گروهي استفاده کرد؟

1- ايجاد علاقه و آگاهي مشترک در زمينه خاص
2- ايجاد و پرورش تفکر انتقادي (يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد به تجربه و تحليل بپردازد.)
3- ايجاد توانايي اظهارنظر در جمع (بيشتر دانش آموزان از اين که در کلاس اظهارنظر کنند، مي ترسند.)
4- تقويت توانايي انتقاد پذيري ( به شرطي که انتقادگري به معناي عيبجويي و ايراد گرفتن نباشد.)
5- ايجاد و تقويت توانايي مديريت و رهبري در گروه (در اين روش يک نفر بعنوان مدير گروه انتخاب مي شود که وظيفه اش زمانبندي و هدايت بحث است.)
6- تقويت قدرت بيان و استدلال. (در اين روش اکثر دانش آموزان فعال هستند، ساکت نمي نشينند.)
7- تقويت قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري
8- آشنايي با روش کسب اطلاعات و حل مسايل
9- ايجاد رابطه مطلوب اجتماعي  

 

  مراحل اجراي روش بحث گروهي
مرحله اول: آمادگي و برنامه ريزي

1- انتخاب موضوع :
موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب کلمات و جملات صريح و روشن بيان شود.

2- فراهم کردن زمينه هاي مشترک:
قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يکسان شود.

3- تعيين نحوه آرايش شبکه هاي ارتباطي:
ترتيب قرار گرفتن و نشستن فراگيران، در نوع ارتباط موثر است.
- رهبر گروه
- شاگردان
- شخص مهمان
- ناظر يا ارزياب  

 

  مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي

1- وظايف معلم در روش بحث گروهي
الف: فراهم کردن امکانات
ب: شرکت در بحث:
معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يک شنونده کاهش دهد.
ج: کنترل و هدايت بحث  

 

  2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي

معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه کنند وسط حرف ديگران نپرند. با يکديگر صحبت نکنند، کاملاً به صحبتهاي ديگران گوش کنند، انتظار نداشته باشند که نظر آنها حتماً پذيرفته شود.  

 

  محاسن و محدوديتهاي روش بحث گروهي
الف) محاسن

1- سهيم شدن در عقايد و تجربيات يکديگر (دانش آموزان)
2- تقويت حس همکاري و احساس دوستي
3- ارزيابي افراد از خود
4- تقويت اعتماد به نفس و پرورش روحيه نقادي
5- تقويت قدرت مديريت و رهبري فراگيران
6- تقويت قوه استدلال و انديشه و نظم بخشي به افکار  

 

  ب) محدوديتها

1- اين روش براي کلاسهاي پرجمعيت قابل اجرا نيست.
2- براي شاگردان دوره ابتدايي چندان مناسب نيست.
3- روش اجراي آن بسيار مشکل است و به مهارت احتياج دارد.  

الگوي حل مسأله (problem-solving model)


الگوي حل مسأله (problem-solving model):
در اين الگو، شاگردان با بهره گيري از تجارب و دانسته هاي پيشين خود، درباره رويدادهاي محيط خود مي انديشند تا مشکلي را که با آن مواجه شده اند به نحو قابل قبولي حل کنند.

 

  ويژگي هاي الگوي حل مسأله:
1ـ مراحل اجرا در الگوي مسأله:

الف) طرح مسأله يا بازنمايي مشکل: مسأله را از راههاي مختلف مي توان در ذهن شاگردان ايجاد کرد. قبل از طرح مسأله بايد به خصوصيات فراگيران نظير سن، ميزان تحصيلات، رشد ذهني و عاطفي، ويژگيهاي فرهنگي، شرايط اجتماعي و اقتصادي و ... توجه کرد.
ب) جمع آوري اطلاعات: منابع گردآوري اطلاعات بايد از نظر علمي معتبر باشند و اطلاعات جمع آوري شده بايد با توجه به معيارهاي صحيح وعلمي طبقه بندي شوند.
ج) ساختن فرضيه، منظور از فرضيه سازي، پيش بيني راه حلهاي احتمالي و حدسي براي حل مسأله است. شاگرد براي ساختن فرضيه ناگزير است به تفکر بپردازد و براي حل مسأله چندين راه را برمي گزيند.
د)آزمايش فرضيه: فرضيه، حدسي است که براساس اطلاعات پيشين و شواهد موجود، در برخورد با دنياي خارج، در ذهن شاگرد شکل مي گيرد.
ه) نتيجه گيري، تعميم و کاربرد: فرآيند حل مسأله، بايد به نتيجه منتهي شود. بدون نتيجه گيري مسأله حل نخواهد شد.  

 

  2- چگونگي کنش و واکنش معلم نسبت به شاگردان در الگوي حل مسأله:

معلم نقش راهنما را در فرآيند تدريس بازي مي کند. روش کسب اطلاعات را به شاگردان مي آموزد. در اين الگو علاقه و رغبت و توانايي همواره مورد توجه است و محتوي آموزشي از پيش تعيين شده نيست. در آموزش از انگيزه هاي دروني استفاده مي شود. شاگردان دائماً با معلم در ارتباطند.  

 

  3- روابط ميان گروهي در الگوي حل مسأله:

در اين الگو، همه شاگردان با معلم در ارتباطند. ارتباط دو جانبه است: گاهي به صورت فردي و گاهي به صورت جمعي نقش معلم، نقش مشاور و راهنماست. ارتباط اعضاي کلاس براساس احترام و محبت متقابل است.  

 

  4- منابع و موقعيت در الگوي حل مسأله:

عواملي چون معلم، کتاب درسي، کتابخانه، فيلم، موزه و ... مي توانند منبع دريافت اطلاعات باشند. فعاليتهاي آموزشي منحصر به کلاس درس نيست.  

 

  محاسن و محدوديتهاي الگوي حل مسأله:

در اين الگو، شاگرد فعال است، احساس مسئوليت بيشتري مي کند، هنگام موفقيت يا شکست، خود را مسئول مي داند نه معلم را، رشد شاگرد هدف اصلي است. روح پژوهش و انتقادگري را پرورش مي دهد و شاگرد فردي خلاق و نوآور خواهد بود.
در مورد محدوديتها مي توان به: اين الگو به معلمان قوي و باتجربه و پژوهشگر نياز دارد. امکانات فراواني را مي طلبد. تعداد شاگردان در هر کلاس محدود است و بطورکلي تعداد شاگردان، در هر کلاس نبايد از 20 نفر تجاوز کند.

 

الگوي پيش سازمان دهنده (preadvance-organizer model)

"پيش سازمان دهنده" يک مطلب يا مفهوم کلي است که در مقدمه تدريس مي آيد تا مبحثي را که به شاگردان ارائه داده مي شود با مباحث پيشين همان درس مربوط سازد و پايه اي براي ارتباط مفاهيم جديد با پيشين شود. در اين الگو، معمولاً مطالب از کلي به جزئي مورد بررسي قرار مي گيرد.

 

  ساخت شناختي چيست؟

مجموعه اطلاعات و مفاهيمي که در زمينه يک رشته درس در ذهن فرد به وجود مي آيد، "ساخت شناختي" او را از آن مجموعه دانش تشکيل مي دهد. مثلاًٌ مفاهيم درس فيزيک که از قبل در ذهن دانش آموز به وجود آمده است، بر روي هم ساخت شناختي او را در علم فيزيک تشکيل مي دهد.  

 

  يادگيري معنادار چيست؟

به آن نوع يادگيري گفته مي شود که مفاهيم جديد، ريشه در مفاهيم گذشته فرد داشته باشد و براساس آن بنا شود.
< بود. نخواهد هضم قابل او براي گياه توليدمثل يعني جديد مطلب باشد نداشته آشنايي يک مختلف قسمتهاي با آموز دانش اگر مثال بعنوان داد. ارتباط فرد، خاص شناختي سازمان به را آن بتوان که کند مي پيدا معنا فراگير وقتي جديد،> 

 

  ويژگيهاي الگوي پيش سازمان دهنده:
1- مراحل اجراي الگوي پيش سازمان دهنده:

در ابتدا پيش سازمان دهنده ارائه مي شود که بايد از مطالب درس جديد کلي تر باشد سپس معلم به ارائه مطالب و مفاهيم درس جديد مي پردازد و در آخر کار براي تفهيم بيشتر مطالب جديد بايد مثالها و نمونه هايي ارائه مي دهد.


 

 

  2- چگونگي کنش و واکنش معلم نسبت به شاگردان در الگوي پيش سازمان دهنده:

در اين الگو معلم نقش انتقال و ارائه کننده مفاهيم درس را دارد و شاگردان، دريافت کننده و پذيرنده مطلب درسي هستند. براي اثر بخشيدن به اين الگو، مهمترين نکته اين است که معلم بايد براي ارائه مطالب درسي، مناسبترين پيش سازمان دهنده را انتخاب کند. جهت ارتباط، هميشه از طرف شاگرد يا شاگردان است.  

 

  3- ماهيت روابط ميان گروهي:

در اين الگو، معلم با فرد فرد دانش آموزان يا با کل آنها ارتباط پيدا مي کند ولي اين ارتباط يک طرفه است يعني شاگردان معمولاً با او و با يکديگر ارتباط ندارند و در واقع معلم بر کلاس مسلط است. براي افزايش روابط ميان گروهي در اين الگو، معلم مي تواند با طرح پرسشهاي راهنمايي کننده، فراگيران را به شرکت در بحثهاي کلاس علاقه مند کنند.  

 

  4- شرايط و منابع لازم در الگوي پيش سازمان دهنده:

در اين الگو، معلم و کتاب و کلاس درس فقط منابع و شرايط آموزشي هستند. در اين الگو معلم بايد بتواند مطالب کلي را از جزئي تميز دهد. بايد سخنران خوبي باشد، به فراگيران فرصت دهد تا در فرآيند آموزشي شرکت جويند. معلم در هر موقعيت آموزشي، يکي از منابع متعدد اطلاعات است و ساير منابع از جمله ابزارهاي آموزشي، به شاگردان امکان مي دهند تا به مطالب درسي از زاويه هاي مختلف نگاه کنند.  

 

  محاسن و محدوديتهاي الگوي پيش سازمان دهنده:

الگوي پيش سازمان دهنده، الگوي مناسبي براي دروس نظري است و مناسب براي نظامهاي آموزشي فقير مي باشد. در اين الگو از يک زمان آموزشي محدود مي توان حداکثر استفاده را کرد. از اتلاف وقت جلوگيري مي شود. مفاهيم، بطور منظم در ساخت شناختي شاگردان جاي مي گيرد.
از محدوديتهاي آن مي توان به: در اين الگو تمام تصميمات توسط معلم گرفته مي شود به نيازها و علايق و تواناييهاي شاگردان کمتر توجه مي شود، محتوا با زندگي واقعي شاگردان چندان ارتباطي ندارد. به مسائل رواني، عاطفي و اجتماعي شاگردان کمتر توجه مي شود.  

روشهاي آموزش انفرادي

در اين نوع روشها ، شاگردان بر حسب تواناييشان پيش مي روند. روحيه استقلال طلبي شاگردان در اجراي پروژه هاي کوچک و بزرگ تقويت مي شود. اولين و اساسي ترين گام در راه تحقق چنين هدفي پذيرفتن مفهوم شاگرد محوري در طراحي و آموزش است.

 

  اهداف آموزش انفرادي:

1- رعايت تفاوت هاي فردي:
اگر در کلاس تفاوتهاي فردي در نظر گرفته نشود، خستگي، انزجار و تنفر از فعاليت آموزش تقويت خواهد شد.
2- رشد استقلال در عمل و يادگيري:
دانش آموزان در آموزش انفرادي روش آموختن مستقل مي گيرند، يعني ياد مي گيرند که چگونه ياد بگيرند.
3- عادت به مطالعه:
در اين روش شاگردان معلومات بيشتري را کسب مي کنند. کسب معلومات بيشتر، رضايت از فعاليت هاي آموزش را فراهم مي کند و در اثر ادامه فعاليت شاگرد به مطالعه عادت مي کند.
4- ايجاد مهارت در مطالعه: رابينسون روش SQ3R را پيشنهاد کرده است:
الف) مطالعه اجمالي:
يعني مطالعه عناوين و يادآوري ، اطلاعات گذشته. (Survey)
ب) سؤال :
ايجاد سؤالهايي در ذهن، يعني برگرداندن عناوين کتاب به سؤالهايي که احتمالاً پاسخ آنها بايد داده شود.(question)
ج) مطالعه (خواندن):
يعني قرائت دقيق متن براي يافتن پاسخ سؤالات (read)
د) از برخواندن :
يعني تلاش براي يافتن پاسخ هاي دقيق تر موالات، بدون استفاده از کتاب.(rectie)
ه) بازنگري :
يعني مرور يادداشت ها و به يادآوردن نکات مهم (review)
5- مطالعه خود هدايت شده و مستقل :
هر گاه هدف هاي فعاليتهاي آموزشي براي شاگردان با ارزش تر باشد، يادگيري بارزتر مي شود و شاگردان را در انجام کار منظم تر مي سازد، در اين روش ياد مي گيرد که خود کنترل باشد.
از نکات ديگر مي توان به يادگيري تا حد تسلط اشاره کرد. در اين روش شاگرد آنقدر به مطالعه و امتحان ادامه مي دهد تا در يادگيري به سطح قابل قبولي برسد. معيار قابل قوبل معمولاً 80 الي 90 درصد پاسخ صحيح است.  

 

  يادگيري تا حد تسلط:

براساس اين نظريه، يادگيري و پيشرفت تحصيلي فراگيران به طور وسيعي با زمان يادگيري بستگي دارد.(کارول ،1963) به عقيده کارول شاخص اصلي استعداد تحصيلي شاگردان ، زمان است. در يادگيري تا حد تسلط اگر روش تدريس مطلوب و عالي باشد، وقت کمتري نياز خواهد بود و استعداد هر فرد در اين روش نقش بسزايي دارد.
بلوم معتقد است مهارت يادگيري در حد تسلط روي مفهوم خود، شاگردان اثر مي گذارد. شاگردان به ارزش و کفايت خود پي مي برند و اين روش ، يکي از قويترين منابع سلامت روحي است. در اين روش معلم سعي مي کمند روشهاي آموزش خود را براساس تفاوت هاي فردي تنظيم کند.  

 

  تدريس خصوصي:

اساس کار در اين نوع آموزش ، توجه به زمينه ها، علايق و توانايي هاي شخصي شاگردان است . در اين روش ، معلم بايد به يک مجموعه عوامل تقويت کننده مثبت مجهز باشد. هر شاگرد بايد با خودش مقايسه شود.
جلسات آموزش، بايد به اندازه کافي کوتاه مدت باشد تا شاگرد از آموزش، خسته و بيزار يا متنفر نشود. محيط آموزشي بايد راحت، همراه با تفريح و مناسب با من و وضعيت تحصيلي فرد سازماندهي شود.